ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٩ - شهادت بلى ، خودكشى نه جهاد و تكاپو در راه خدا بلى ، تلاش بيهوده و بىنتيجه ، نه
وسائل لذت و عيش را براى آنها آماده مى كنيم و آنان به گناه خود مى افزايند و پايان كارشان عذابى خواركننده است . ) آن نابخردان خيال نكنند كه گسترش و آمادگى وسائل عيش و نوش و خودكامگىها به نفع آنان خواهد بود . آن تبهكاران از طول زمان و مجال و فرصتى كه در اختيارشان گذاشته شده و همچنين از آن وسائل كه بدست آوردهاند ، [ از همهء اين نعمتها و امتيازات قابل استفادهء تكاملى ] سوء استفاده كرده بر گناهان خود خواهند افزود ، نه اين كه هدف و مقصود خداوند سبحان از « املاء » دادن فرصت و آماده كردن وسائل ، گمراه ساختن آنان مى باشد . اين مطلب با نظر به جملهء بعدى ( و يستوجبوا الغير ) ( به سبب كثرت گناهان و ادامهء آنها ، خداوند وضع آنان را دگرگون مى كند . قانون كلى اين مضمون در آيهء شريفه ١١ از سورهء الرعد چنين آمده است : ( إِنَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ) ( خداوند وضع و موقعيت قومى را تغيير نمى دهد ، مگر اين كه [ خود ] آنان وضع خود را تغيير بدهند ) و در سورهء الانفال آيهء ٥٣ چنين آمده است : ( ذلِكَ بِأَنَّ الله لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ) ( اين بدان جهت است كه خداوند نعمتى را كه به قومى داده است ، تغيير نمى دهد مگر اين كه [ خود آنان ] در وضع خود دگرگونى ايجاد كنند ) سپس مى فرمايد : « تا مدت به پايان رسيد و قومى از مردان صالح در همان فتنه آرميدند و دست از پيكار با آنان ( تبهكاران ) برداشتند . اينان كسانى بودند كه در بارهء صبر و شكيبايى كه در راه خدا داشتهاند ، بخدا منت نگذاشتند و دست از جان شستن در راه خدا را بزرگ نشمردند . » شهادت بلى ، خودكشى نه . جهاد و تكاپو در راه خدا بلى ، تلاش بيهوده و بىنتيجه ، نه .
آنچه كه بعنوان بهترين عبور از پل زندگى ، در اسلام مطرح شده است ، شهادت است ، نه خودكشى . حتى شهادت هم بعنوان پل منحصر براى عبور از مرگ معرفى نشده است ، زيرا اگر موقعيت و جريانات زندگى خود شهادت را ايجاب نكند ، و عمر آدمى در