ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
را براى خود قابل تحمل ساخته است ، همان طور اين سؤالات اساسى را كه در ذيل مى آوريم براى خود مطرح نموده است : ١ - من كيستم ٢ - من از كجا مى آيم ٣ - من براى چه باينجا آمدهام ٤ - من به كجا مى روم و سفسطه بازيهايى كه از نهيليستهاى يونان گرفته ، تا نويسندگان مقلد آنان در شرق و غرب امروز ، بكار بردهاند . بلكه بتوانند رنگ اين سؤالات را مات كنند و مردم را از اهميت آنها منصرف نمايند .
نتوانستهاند ، زير سؤالات مزبور ريشه دارتر از آن هستند كه با اين سطحنگرىهاى شبيه به مزاح و شوخى ، از دلهاى مردم زدوده شوند . مورتى اگر با ترديد علمى اين مسائل را مى نگريست ، با كلمهء « سنتى » روى حقيقت ( ريشه دار بودن سؤالات مزبور ) را نمى پوشانيد . و به اين اصل معروف توجه مى كرد : بازى به اين درازى و استحكام قانونى نمى شود . امثال اين نويسنده اگر بخواهند سخنى براى گفتن به بشريت داشته باشند ، بايستى مردم و مخصوصا صاحبنظران را در بارهء سؤالات چهارگانه روشن بسازند ، نه اين كه قلمى به دست بگيرند و روى آن سؤالات خط بكشند تا مردم آنها را نبينند زيرا سؤالات مزبور در اعماق مغز و روان انسانها است و قلم امثال مورتى راهى به ابطال آنها ندارد .
حتى مى توان گفت : انسان صاحبنظر با دقت كامل در نوشتههاى اين نويسنده بياد آن كودك مى افتد كه در تاريكى شب در كوچه مى دود و با صداى بلند آواز مى خواند و خود را با آن آواز مشغول مى كند كه ابهام و تاريكى شب او را زجر ندهد . آقاى مورتى به اين سؤالات پاسخ پيدا كنيد ، سؤال جدى را ناديده گرفتن و فرار از آن شايان يك مغز آگاه نيست .
پنج - به اين جمله اى كه مى آوريم ، دقت كنيد : « اينست زندگى روزمرهء ما كه در آن هيچ اميدى وجود ندارد ، پس هر نوع فلسفه و دريافت مبنى بر الهيات تنها فرار از واقعيت فعلى ، يعنى هر آنچه كه هست ، مى باشد . » از امثال اين گونه جملات مراتب حساسيت ( آلرژى ) مورتى به « فلسفه و دريافت مبنى بر الهيات » با كمال وضوح اثبات