ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - ٢ - اصول ثابته - در صيانت ذات در ١٧١ بايستگىهاى ١٨٧ حيات مطلوب در زندگى جمعى
يك - انسانى كه قدرت ادارهء حيات طبيعى خود را داشته باشد و با اين حال از قدرت خود استفاده نكند ، يا حتى اگر بتواند قدرتى براى ادارهء « حيات طبيعى » خود بدست آورد ، و از اين كار كوتاهى نمايد و در نتيجه ضررى به « حيات طبيعى » خود كه ملزم به ادامه و مراعات آنست وارد بسازد ، مجرم و مورد بازخواست از ديدگاه اسلامى است .
دو - كسانى كه در هر رشته از اشتغال و حرفهها و صنايع و هر پديده اى كه قوام « حيات طبيعى » انسانها چه در حال فردى و چه در زندگى جمعى بدون آنها امكانپذير نيست ، مهارت داشته باشند ، براى آنان واجب كفايى است كه از آن اشغال و حرفهها و صنايع براى تنظيم « حيات طبيعى » مردم استفاده كنند و در غير اين صورت مجرم و مورد بازخواست خواهند بود .
٢ - اصول ثابته - در صيانت ذات در « بايستگىهاى » حيات مطلوب در زندگى جمعى - نخستين منشأ و ريشه اصول ثابته در اين نوع « صيانت ذات » عبارتست از ضرورت قطعى محدود كردن تمايلات و بطور عموم همهء « مى خواهم » هاى شخصى [ كه در صورت رها بودن انسانها در اشباع آنها بدون قيد ، تزاحم و تضاد ويرانگر زندگى دسته جمعى حتمى است ] و تبديل آنها به تمايلات و « مى خواهم » هاى محدود است [ كه موجب مرتفع شدن تزاحم و تضاد مخرب از ميان مردم جامعه مى باشد ] و اين جريان ضرورى تنها با وضع حقوق و تكاليف و اجراى آنها تحقق مى پذيرد .
از آغاز بروز تعهدها و حقوق و تكاليف [ و بطور عموم مقررات ] اجتماعى مقدارى بسيار با اهميت از آنها مخصوصاً آن قسمت كه منشأ آنها حقوق طبيعى و فطرى ميباشد ، با نمودهاى مختلف مورد اشتراك همهء اقوام و ملل بوده است . مانند احكام كلى مربوط به وفاء به تعهدها با انواعى كه دارند ، مگر آنكه بر صلاح طرفين تعهد نباشد . دو - احكام كلى مربوط به كار و ارزش آن . سه - احكام كلى مربوط به معاملات ضرورى در حيات اجتماعى چهار - احكام كلى مربوط به دادرسى و آئينهاى آن .