ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٨ - ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و يكم
نماييد در تاريكىهاى غبار شبهه و انحرافات فتنه در هنگام بروز باطنو ظهور پنهانى و بر پا گشتن قطب و گرديدن آسياى آنفتنه از راههاى پنهانى بحركت در مى آيدو به رسوايى و شناعت و زشتى آشكار منتهى مى گرددنشو و نماى فتنه مانند نشو و نماى جوان زيبا و دلربا استو آثار آن ، همانند آثار سنگها است كه [ اگر بجاى زده شود باقى مى ماند ] ستمكاران فتنه را با عهد و پيمانهايى كه با يكديگر مى بندند ، بيكديگر واگذار مى كننداولين شخص يا اشخاص فتنه گر فرمانده آخرين اشخاص فتنه جو است و آخرين آنان ، از اولين آنان پيروى مى كندآن فتنه انگيزان در بارهء دنياى پست با يكديگر به رقابت بر مى خيزند و مانند سگان بر سر اين مردار متعفن ، با هم به ستيزه مى پردازند . و در اندك زمان پيرو از پيشرو و برائت خواهد جست و فرمانبر از فرمانده آنان با عداوت و كينه توزى از يكديگر جدا مى شوند و همديگر را با لعنت ديدار مى كنندسپس طلايه فتنهء اضطرابانگيز و شكننده و خزنده [ از راه ] مى رسدپس دلهايى كه پيش از آن با استقامت بودند ، مى لغزندو مردانى پس از سلامت نفس گمراه مى گردنددر آن هنگام كه فتنه هجوم بياورد ، هوى و خواهشها مختلف شودو آراء و نظريات در موقع بروز آن مشتبه گرددهر كس كه بآن فتنه نزديك شود ، او را مى بّرد و مى شكندو كسى كه در آن تلاش كند ، او را محو و نابود مى سازدمردمان در آن فتنه يكديگر را همانند خران وحشى در گله با دندانهايشان يكديگر را بيازارنددر آن فتنه طناب بستهء اسلام مضطربو حقيقت امر تاريك و مبهم مى گردددر آن آشوب ، حكمت ، فروكش مى كند ، و ظلمت به سخن گفتن در مى آيدآن فتنه باديه نشينان را با تيشه و وسيلهء تراش مى سايد و مى تراشدو با سينهء خود آنها را مى كوبند و نرم مى كنندتك روان در غبار آن فتنهها تباه شوندو سواران در راه آن به هلاكت افتنديا قضاى تلخ در آيدو خونهاى گرم بدوشدو خراب كند منار ( نشانها و علائم ) دين راو يقين محكم را بشكند مردم