ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٤ - دو - آن نوع سياست مى تواند براى حال بشريت مفيد باشد كه هدفى عالىتر از آنچه كه جامعه با عوامل جبرى به آنها رسيده و بر مبناى آن حركت مى كند
تحمل آن را دارند . « ٤ - اصول ثابتهء اخلاق
٤ - اصول ثابتهء اخلاق در دو قلمرو « آن چنانكه هست » و « آن چنانكه بايد » اصول ثابتهء اخلاق در قلمرو « انسان آن چنانكه هست »
اصول ثابتهء اخلاق در قلمرو « انسان آن چنانكه هست » البته منظور ما از اخلاق در اين مبحث آن عادات و ملكات و فعاليتهاى درونى نيست كه بطور طبيعى و با قطع نظر از تعليم و تربيت و ارشادهاى سازنده از خودخواهى سر مى كشند و به خودسوزى منتهى ميشوند ، بلكه مقصود ما از اخلاق همان حقائق است كه انسان را از حيوان جدا مى كند و بدون آن انسان يك حيوان پست است كه چه بسا بسبب طغيان خود خواهىهايش به خطرناكترين موجود تبديل مى گردد .
حال مى پردازيم به بيان برخى از اصول ثابتهء اخلاق در قلمرو « انسان آن چنانكه هست » :
يك - اشتياق به صيانت تكاملى ذات
يك - اشتياق به صيانت تكاملى ذات - همان گونه كه در مباحث گذشته اشاره كرديم ، اين يك ريشهء بسيار با ارزش براى تصعيد تكاملى ذات انسانى است كه اگر آدمى تخدير نشود ، و تعلق خاطر او به بعضى از خواستنىهاى عالم ماديات به مرحلهء عشق نرسد ، اين اشتياق در درون آدمى مى جوشد و او را تا درجه اى از كمال بالا مى برد كه همهء اديان و مكتبهاى انسانشناس و انسانساز و همهء حكماء و شخصيتهاى كمال يافتهء گذرگاه تاريخ آن را بزرگترين ايده آل معرفى مى كنند .
دو - وجدان اخلاقى
دو - وجدان اخلاقى اين عامل شريف و ارزنده در درون انسانها وجود دارد و بذر اولى آن را در ذات خود احساس مى كند . يك دقت مختصر كافى است كه انسان بداند كه يك امر عارضى كه معلول حوادث و پديدههاى خارج از ذات باشد ، نمى تواند اين اندازه در اعماق شخصيت آدمى نفوذ كند و اين قدر منشأ آثار بزرگى مانند فداكارىها و قربانىها و گذشتن از لذائذ و از هر گونه امتيازات زندگى در راه پيش برد آرمانهاى اعلا بوده باشد .