ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - انسان و انديشه و تعقل
كسانى كه امروزه مى گويند انديشه يك پديده زايدى است و ما بايد تنها با تماس با محسوسات فعلى نيازهاى معرفتى و علمى خود را مرتفع بسازيم ، بايد از اينان پرسيد كه منظور شما از اين سفارش چيست بدان جهت كه در نوشتههاى اين اشخاص چه در قضاياى مربوط به ادعاها و چه در قضايايى كه بعنوان دلائل مى آورند . ابهام و مصادره به مطلوب ( تكرار ادعا بجاى استدلال ) زياد است ، لذا مجبوريم از ديدگاه علمى ، منظور آنان را با تحليل به احتمالات بدست بياوريم . لذا ، براى شناخت منظور اين مدعيان احتمالاتى را مطرح مى كنيم و آنها را مورد بحث و بررسى قرار مى دهيم .
احتمال يكم اين است كه آنان مى گويند : آن فعاليت مغزى كه انديشه ناميده مى شود ، يك فعاليت بيهوده و بلكه مضر است كه در طول تاريخ زندگى بشر خود را به مغز انسانها تحميل نموده است اين احتمال خلاف همهء حقايق روشنى است كه ما با آنها در ارتباط هستيم . زيرا ما با كمال وضوح مى بينيم اين انديشه بوده است كه بشريت را از زندگيهاى ابتدائى به مراحل پيشرفتهء فرهنگها و تمدنها و علوم و معارف و صنعت و هنرها رهنمون گشته و « من » او را تا بالاترين كهكشانها و ريزترين ذرات بنيادين طبيعت گسترده است . اگر ما انسانها در دوران كنونى گرفتار مصائب و ناگواريهاى فراوانى هستيم ، اين ناراحتى و ناگواريها ناشى از فعاليتهاى متنوع انديشه نيست ، بلكه ناشى از يك تبهكارى بسيار ريشه دار است كه از آغاز تاريخ تاكنون گريبان انسان را مى فشارد و سطرهاى تاريخ او را با خونابه و خون مى نويسد . اين تبهكارى همان « خود خواهى » است كه موجب هزاران دردهاى بيدرمان گشته و همهء تلاشها و فداكارىها و محصولات عالى انديشه او را به باد فنا مى دهد . حتى همين مدعيان كه مى خواهند با منتفى ساختن انديشه از قاموس بشرى بزرگترين خدمت را بقول خودشان به بشريت انجام بدهند ( و در حقيقت انسان را با همين اختراعات و كامپيوترهايش روانه دوران ما قبل غارنشينى بفرمايند و تأكيد كنند كه مبادا از اين بهشت برين گوريلهاى باهوش گام بيرون بگذاريد ) خود بوسيله