ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - آرى ، چنين است مختصات روزگار بنى أميه و بنى أميه صفتان
آگاه قابل شهود مى باشد . از طرف ديگر كلمات خداوندى در قرآن ، در تفسير سقوط و نابودى جوامع چنان روشن و چنان ارائه دهنده است كه هر آگاه و خردمندى با مطالعه و تفكر در آنها ، نظم و قانونمندى هستى را مشاهده مى كند و يقين پيدا مى كند كه « با گردنده گرداننده اى هست » ١٣ ، ١٧ - و أنّه سيأتى عليكم من بعدى زمان ليس فيه شيء أخفى من الحقّ و لا أظهر من الباطل ، و لا أكثر من الكذب على الله و رسوله ، و ليس عند أهل ذلك الزّمان سلعة أبور من الكتاب إذا تلى حقّ تلاوته ، و لا أنفق منه إذا حرّف عن مواضعه و لا فى البلاد شيء أنكر من المعروف ، و لا أعرف من المنكر ( و قطعى است كه پس از من روزگارى براى شما روى خواهد آورد كه در آن چيزى پوشيده تر از حق و آشكارتر از باطل ، و فراوانتر از دروغ بستن به خدا و رسولش نخواهد بود . و در نزد اهل آن زمان كالايى كسادتر از قرآن وجود نخواهد داشت - اگر حقّ خواندن آن ادا شود ، و متاعى با رونقتر از كتاب الهى نخواهد بود - اگر از معانى و حقائق خود منحرف گردد . در آن روزگار هيچ چيزى ناشناخته تر از معروف [ يا زشتتر از نيكو ] و شناخته تر از ناشناخته [ يا نيكوتر از زشت ] وجود نخواهد داشت ) آرى ، چنين است مختصات روزگار بنى أميه و بنى أميه صفتان در هر دوران و جامعه اى كه منطق گردانندگان مردمش چنين باشد : ١ - منم [ يا ماييم ] شايسته ترين مردم به رياست و زعامت و خلافت و زمامدارى و پيشتازى ٢ - منم - كه زندگى و اراده و تصميم مردم را بايد امضاء كنم ٣ - منم كه هيچكسى را حق ايستادن در مقابل من نيست منم كه بايد منافع من بهر نحو و شكلى باشد ، بايد تأمين شود منم كه خداوند هستىآفرين ، يا قوانين ماده و طبيعت هيچ ضررى را متوجه وجود من نساخته است و