ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - شناخت رشد نخست با تبلور ضد آن در مردم پست و سپس جستجوى آن از خود اهل رشد و كمال
٤٨ ، ٥٨ - و اعلموا أنّكم لن تعرفوا الرّشد حتّى تعرفوا الَّذى تركه ، و لن تأخذوا بميثاق الكتاب حتّى تعرفوا الَّذى نقضه و لن تمسّكوا به حتّى تعرفوا الَّذى نبذه . فالتمسوا ذلك من عند أهله ، فإنّهم عيش العلم ، و موت الجهل . هم الَّذين يخبركم حكمهم عن علَّمهم ، و صمتهم عن منطقهم ، و ظاهرهم عن باطنهم ، لا يخالفون الدّين و لا يختلفون فيه ، فهو بينهم شاهد صادق ، و صامت ناطق ( و بدانيد شما حقيقت رشد و كمال را نخواهيد شناخت مگر اين كه كسى را كه آنرا ترك كرده است بشناسيد ، و پيمان كتاب را اتخاذ نخواهيد كرد مگر اين كه بحال كسى كه آن شكسته است ، آگاه شويد . و تمسّك به قرآن نخواهيد كرد مگر اين كه بشناسيد كسى را كه آن را پشت سر انداخته است . پس بطلبيد آن را ( حق ، رشد ، پيمان كتاب و برخوردارى از آن را از اهل آنها ، زيرا آنان هستند باعث حيات علم ، و مرگ نادانى . و آنان هستند كه حكمشان [ در بارهء واقعيات ] خبر از علمشان مى دهد و سكوتشان از گفتارشان و آشكارشان از نهانشان . آنان نه با دين مخالفت مى ورزند و نه در دين اختلافى با يكديگر دارند ، پس دين در ميان آنان شاهدى است راستگو و ساكتى است گويا . ) شناخت رشد نخست با تبلور ضد آن در مردم پست و سپس جستجوى آن از خود اهل رشد و كمال .
اين يك اصل است كه تعرف الأشياء بأضدادها ( اشياء با اضداد خود شناخته ميشوند ) شايد بتوان گفت : اولين مرحلهء شناخت ، توجه و رويارويى با اضداد موضوعى است كه براى تحصيل شناخت مطرح شده است . البته مقصود از ضد در اين مورد ، معناى منطقى و فلسفى آن نيست ، بلكه منظور هر شيئى مغاير با موضوع است كه مى تواند در تعيين مرز و كميت و كيفيت آن تأثيرى داشته باشد . از متفكرانى كه اين مرحله از شناخت ( شناسايى با ضد ) را قابل توجه مطرح نموده است ، جلال الدين محمد مولوى است . او مى گويد :