ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
تعصباتمان ، ايده آلهايمان و نهايتا تمامى چيزهايى كه بين ما تفرقه مى اندازد ، مسئول هستيم . « حالا توجه فرماييد كه نويسنده با رديف كردن اين مفاهيم ناهماهنگ ، چه ارمغانى به بشريت آورده است قبل از همه چيز ، نخست اين مغالطه را مورد بررسى قرار بدهيم : « هر يك از ما مسئول هر جنگى هستيم كه اتفاق مى افتد . چرا به خاطر تمايلات تهاجمى اى كه در زندگى خود داريم . . . » از نظر منطق علمى و مشاهدهء واقعيات هيچ فردى هر چند كه داراى تمايلات تهاجمى باشد ، مادامى كه شركت در تهاجم دسته جمعى نكرده است ، نه از نظر حقوقى مسئوليت دارد و نه از نظر اخلاقى و دينى و ساير عناصر فرهنگى . كوهى كه در درونش مواد آتشفشان دارد ، ولى منفجر نشده و هيچ آسيبى به مزارع و جانداران و غير ذلك نرسانده است ، اگر آن مزارع و جانداران با دست خصومت فردى يا گروهى به آتش كشيده شده باشد ، آن سوختن و تباه شدن بهيچ وجه قابل استناد به كوه آتشفشان نبوده و مسئول و مقصر ، آن فرد يا گروه است ، كه مزارع و جانداران را به آتش كشيده است . از طرف ديگر معلوم نشد چرا اين نويسنده درون انسانهاى با شرف و با وجدان را كه با عوامل بسيار والاى اخلاقى در پيش برد انسانيت و تثبيت اصول عالى آن ، بزرگترين خدمتها را به بشريت نمودهاند ، ناديده مى گيرد . اگر او بگويد : چنين انسانهايى وجود نداشتهاند ، ما هيچ سخنى در برابر انكار رگههاى الماس در ميان انبوه زغال سنگ تاريخ نداريم .
و اگر اعتراف كنند كه چنين انسانهايى وجود داشتهاند ، بنا بر اين اعتراف ، چرا قضيه بر عكس نباشد يعنى چرا در مقابل مورتى ، استدلال به وجود انسانهاى پاك و انسان دوست نتواند معناى زيبا و مطلوبى به زندگى بشر مطرح نمايد حال مى پردازيم به مفاهيم كه مورتى دنبال هم رديف كرده نه از نظر واقعيت كليت دارند و نه براى هدف وى هيچگونه هماهنگى دارند : ١ - تمايلات تهاجمى - چنانكه اشاره كرديم حالت درنده خويى و تمايلات تهاجمى اگر هم در بعد طبيعى