ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٢ - ٢ - آرمان آزادى
ديگر قضيّه چنين نيست كه رفع اين نيازها بدون اشكالات و اختلالات ديگر ، براى همهء مردم جامعه صورت بگيرد ، بعنوان مثال محال است نتيجهء صرف انرژىهاى فكرى و عضلانى همهء افراد جامعه يكنواخت بوده و همهء آن بتوانند نيازهاى مادى خود را به يكسان برطرف بسازند و اين اختلاف در طول تاريخ قابل مشاهده است . حتى در انقلابات بعد از رنسانس ( دوران نهضت ) كه به اصطلاح عقلانىتر و علمى تر صورت گرفته است ، باز ما نمى توانيم ارتفاع نيازهاى مزبور را بطور كاملًا منطقى و فراگير و بر مبناى عدالت ، مشاهده نماييم .
٢ - آرمان آزادى اين هدف در انقلابات پس از دوران نهضت غرب ، احساساتىترين و مطلوبترين شعارها را به خود اختصاص داده و با جرئت مى توان گفت : جدىترين فعاليتهاى مغزى و عضلانى و پاكترين وجدانها در راه تحقق بخشيدن به اين آرمان ، دست بكار برده ، متأسفانه آنچه كه از اين فعاليتهاى پر ارزش نصيب بشريت گشته است ، آن نوع آزادىها بوده است كه مزاحم خواستههاى قدرتمندان خودكامه و سلطه گران انسان نشناس نبوده است ، مانند آزادى در انتخاب هر نوع عوامل تخدير براى غوطه ور شدن در ناهشياريها و مستىهايى كه به سود يكَّه تازان ميدان تنازع در بقاء تمام مى شود . و مانند آزادى در اشباع غرايز جنسى اگر چه به ابطال بديهىترين اصول اخلاقى منجر گردد . و مانند آزادى قلم و بيان و گرايشهاى عقيدتى كه مغزهاى انسانهاى دوران معاصر را زير رگبار تناقض فرسوده و آنان را روانهء قهوه خانههاى پوچگرايى ( نهيليستى ) نموده است . اين آرمان ( آزادى ) را كه واقعاً يكى از عاليترين وسائل پيشرفت تكاملى بشر است ، متأسفانه تنها براى يله و رها ساختن غرائز حيوانى و گزينش انواع تخدير و ناهشيارى ، و بستن زنجير به دست و پاى شخصيت كمالجوى انسانها به كار رفت بالاتر از اين نابكارىها ، حتى افراد مردم ساده لوح در اشباع همان بىبند و بارىها نيز [ آن طور كه خيال مى كنند ] آزاد نيستند ، زيرا اصول و قوانين