ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
را تجويز نمى كنيم . به نظر من همه ايده ئولوژىها كاملا احمقانه است . . . » [١] نخستين مسئله اى كه متوجه نويسنده است ، اينست كه اگر آثار قلمى شما بر هيچ مبنا و اصل و قانون مستند نيست ، چطور واجب مى دانيد كه مردم اين آثار گسيخته و پاشيده شما را مورد مطالعه قرار بدهند و ابعاد زندگى خود را با آنها پاسخ بدهند . و اگر آثار قلمى شما بر پايه اصول و قوانين استوار است ، پس خود يك دستگاه ايدئولوژى است . به جمله « تجويز نمى كنيم » بيشتر دقت كنيد ، گويا نويسنده معتقد بوده كه ضرورت و قوانين همه عالم هستى و مخصوصا معارف و علوم ناشى از ارتباط انسان با خويشتن ، خدا ، جهان هستى ، همنوعان خود نياز به تجويز نويسنده دارد ، لذا تاكنون صدها بلكه هزاران دانشمند و متفكر و فلاسفه كه فرهنگ و علوم و تمدن بشريت را باينجا رساندهاند و همه آنان يا حد اقل اكثريت قريب به اتفاق آنان كه در حقائق و واقعيات مزبور انديشيدهاند مرتكب جرم و جنايت شدهاند در نتيجه اين سؤال متوجه شما مى شود كه به چه دليل ايدئولوژى ساخته مغز شما از حكمى كه كرديد ( بنظر من همه ايده ئولوژىها كاملا احمقانه است ) مستثنى مى باشد من مقدار مهمى از مباحث كتابهاى مورتى را مطالعه كردم - مى توانم بگويم : عمده مطالب مورتى در چند جمله خلاصه مى شود كه اكثر آنها در كتاب رهائى از دانستگى آمده است . لذا با بررسى اين جملات ، مى توان با طرز تفكر اين گونه اشخاص و نكات ضعف آن آشنا شد .
در مقدمه اين كتاب آقاى عيسى جلالى اين جمله را نوشتهاند : « . . . بنظر من لا اقل نقدى كه بر هر دوى آنها ( كاستاندا و مورتى ) وارد است [٢] مسلم است كه ناتوانى نظريات هر دو نويسنده از حل مشكلات انسان ، منظور همه انواع مشكلات است ، خواه فكرى باشد و خواه علمى ، و چه مادى و چه معنوى آشكار است . انتقاداتى كه بر طرز تفكر و
[١] رهائى از دانستگى - كريشنا مورتى - ترجمه مرسده لسانى ص ٤٢
[٢] رهائى از دانستگى تأليف كريشنا مورتى ترجمه مرسده لسانى ص ٢٧ مقدمه