ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٤ - احتمال توبه و بازگشت به سوى خدا ، مانع از عيبجوئى و عيبگوئى است
غيبت ( انگيزهء آن ) به ده نوع تقسيم مى گردد : ١ - ارضاى نفس يا خاموش كردن آتش غضب .
٢ - كمك و يارى جمعى كه غيبت كننده مى خواهد از آن حمايت كند و اهانت بر شخص مورد غيبت ، او را موهون مى سازد ، و قدرت طبيعى يا اعتبارى آن قوم سقوط مى نمايد .
٣ - تصديق خبرى بدون تحقيق در راست و دروغ بودن آن ٤ - تهمت زدن ، [ البته خود اين انگيزهء ( تهمت ) بطور مستقيم يا غير مستقيم معلول علتى است كه اثر كوبيدن و تحقير شخصيت مورد تهمت مى باشد . ] ٥ - بدگمانى ، اين انگيزه هم ممكن است ناشى از عواملى بوده باشد ، مانند صدور سخنان يا بروز رفتار ابهامانگيز كه مى توانند دلالت بر خطا و لغزش داشته باشند .
٦ - حسد ، اين پديده از رايجترين انگيزههاى غيبت و اهانت بر انسانها است .
اين پديدهء پليد موقعى بوجود مى آيد كه شخصى داراى امتيازات جبرى باشد مانند زيبائى ، قدرت انديشه ، اراده ، و ديگر مزايا و يا داراى امتيازات اختيارى ، مانند علم و معرفت و مقام و ديگر مزايايى كه با كوشش و تلاش بدست مى آيند .
٧ - استهزاء و به مسخره گرفتن كه بنوبت خود مى تواند معلول عللى باشد .
٨ - تعجب يعنى شگفتزده شدن و وادار ساختن به شگفتزدگى اين انگيزه هم بسيار رائج است ، مخصوصا در موقعى كه اهانت كننده مى خواهد ابراز اطلاع نمايد و خود را شخصى آگاه و هشيار قلمداد كند . بعلاوهء اين كه عده اى در زندگى خود ، وادار كردن مردم به شگفتى را هنر بزرگى براى خود مى دانند ، تا جائى كه بعضى از صاحبنظران دوران معاصر معتقدند كه عظمت يك اثر هنرى باينست كه چه اندازه شگفتى مردم را به خود جلب مى كند .
٩ - دلتنگى يا بد خُلْقى ، عده اى هستند كه با بروز اين حالات روانى ، به گمان اين كه در بارهء مردم بدگويى كنند ، وضع روانىشان به اعتدال خود بر مى گردد ، باين وسيلهء پليد