ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٣ - در بارهء آنچه كه خواهد رسيد شتابزده نباشيد و دير تلقى نكنيد و آنچه را كه فردا خواهد رسيد
زندگى ، مختل مى سازد . مثلًا نمى گذارد علتى كه براى صدور معلول خود ، بايد مراحلى را سپرى كند ( از مقتضيات و اجزاء علل اعدادى آن اجزاء از علت كه زمينه را براى صدور معلول آماده مى سازد ، مسير طبيعى و قانونى را طى نمايد . ) حتى گاهى ممكن است شدت عجله به حدى باشد كه اصلًا قانون عليت به فراموشى سپرده شود و نظم گذشت زمان لازم براى حادثهء مورد توقع بر هم بخورد ، بهمين جهت است كه نبايد در مجراى حوادث صبر و شكيبايى را از دست داد . اين خطا ( شتابزدگى ) ممكن است خطاهاى ديگرى را بوجود بياورد ، و خود در ميدان جريان هيچگونه نمايشى و نمودى نداشته باشد ، باين معنى كه انسان شتابزده با اين گمان كه به مقصد زودتر خواهد رسيد ، عجله و دست پاچه شدن براى او يك امر طبيعى تلقى مى گردد ، و از اين جهت مورد توجه خاص آدم شتابزده قرار نمى گيرد ، ولى آن عجله كار خود را انجام مى دهد ، مانند اختلال در ارزيابى حوادث و زمان و عليت و غير ذلك در حالى كه شتابزده گمان مى كند همهء تفكرات و رفتارهايش بر طبق منطق صحيح است شتابزدگى در كارها مستند به عواملى است كه دو عامل اساسى آن را در اينجا متذكر مى شويم : عامل اساسى يكم - شدت هيجان غرايز مربوط به آن خواسته كه براى شتابزده بسيار با اهميت تلقى شده است .
عامل اساسى دوم - همان است كه امير المؤمنين عليه السلام بآن اشاره فرموده است ( دير تلقى كردن آنچه كه فردا خواهد رسيد ) و هيچ يك از اين دو عامل نمى تواند مجوزى براى شتابزدگى در امور بوده باشد .
امير المؤمنين عليه السلام در اين جملات مبارك توصيه مى فرمايد كه هرگز عجله نكنيد ، زيرا ممكن است هنگامى كه به آن چه كه مى خواهيد زودتر برسيد ، در اختيار شما قرار گرفت ، آرزو كنيد كه كاش به آن مقصد نمى رسيديد . اين آرزو مى تواند به امورى