ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
است » اشتباه در ترجمه باشد . زيرا گوينده چنين جمله اى يا از ايدئولوژيها و كاربرد بسيار مثبت آنها در ترقى بشرى اطلاع نداشته است ، و يا منظورش از كلمهء « احمقانه » ، آن معنايى نيست كه از خود اين كلمه بر مى آيد . ما اميدواريم متهم ساختن عظماى بشريت در طول تاريخ ( كه به وسيله ايدئولوژيهاى انسانساز بزرگترين خدمتها را به تمدنها و حيات فرهنگى بشريت نمودهاند ) به حماقت ، فقط ناشى از بىاطلاعى و غفلت نويسنده بوده باشد . ص ٤٨ و ٤٩ مورتى پس از انكار هر گونه تعليم و فلسفه و ايدئولوژى و مفاهيم و خلاصه پس از انكار هر حقيقتى كه از بيرون وارد درون ما مى شود ، مى گويد : « محتويات درونى را هم بايد ناديده بگيريم » با تشخيص اين مسئله كه ما مى توانيم به هيچ اتورتيه ( مفاهيم انتزاعى ، قراردادى و تحميلى ) در به وجود آوردن انقلابى كلى در ساختار روان خود متكى نباشيم ، مشكل بزرگترى پيش مى آيد و آن ، نفى اتورتيهء درونى خود اوست .
اتورتيهء تجربيات كوچك و ويژه و عقايد گردآورى شده ، دانش ، ايدهها و آرمانها . شما ديروز تجربه كردهايد كه به شما درسى داده و آنچه كه به شما اين درس را داده حالا يك اتورتيه جديدى شده و آن اتورتيه ديروز به اندازه اتورتيه هزاران سال پيش مخرب است . درك شناخت خود احتياج به هيچ اتورتيه ، چه اتورتيه ديروز و چه اتورتيه صدها سال پيش ندارد . زيرا ما موجودات زندهايم ، هميشه در حال حركت و شكوفا شدن هستيم و هرگز از حركت باز نمى مانيم . وقتى ما به خود باتورتيه مرده ديروز نگاه مى كنيم ، از درك پويايى و زندگى و زيبايى و كيفيت آن حركت عاجز هستيم . رهايى از دام هر مقامى ، چه مقام خود و چه مقام ديگران ، مردن از « گذشته » است و نتيجتا داشتن ذهنى هميشه تازه ، با نشاط ، جوان ، معصوم و مملو از شور و وجد و نيرومندى . تنها در آن ساحت است كه انسان مى آموزد و مشاهده مى كند و براى اين كار هشيارى بسيار زيادى لازم است ، هشيارى علمى نسبت به آنچه كه در درون ما مى گذرد ، بدون تحريف و يا گفتن اين كه چه چيزى بايد باشد و چه چيزى نبايد