ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٥ - فردا كه من از ميان شما رخت بربستم ، مرا خواهيد شناخت
گويندهء اين سخن امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام است . او پس از پيامبر اكرم ( ص ) همان موحد و عارف باللَّه بىنظير است كه به ذعلب يمانى فرموده است كه « من خدايى را كه نديدهام ، نپرستيدهام » بنا بر اين ، بايد منظور امير المؤمنين عليه السلام شهود نهايى خدا است كه تا از اين عالم مادى بيرون نرود ، امكان پذير نخواهد بود .
بنا بر اين ، زندگى اين موحّد عاليمقام كه بر مبناى ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) بوده است . ( نماز من و عبادات من [ و بطور كلى ] زندگى و مرگ من از آنِ خداونديست كه پروردگار عالميان است ) به جريان افتاده است ، از آغاز تا پايان آن ، هستند و متكى به ديدار خدا و شهود او بوده است ، نه اين كه آن حضرت پس از رحلت از دار دنيا ، با خداوند اعلى ارتباط برقرار مى كند .
٣١ ، ٣٣ غدا ترون أيّامى ، و يكشف لكم عن سرائري ، و تعرفوننى بعد خلوّ مكانى ، و قيام غيرى مقامى ( فردا روزگارى را كه من ميان شما سپرى كردهام خواهيد ديد ، و در آن روزهاى آينده ، نهانىهاى من براى شما آشكار مى گردد ، و خواهيد شناخت مرا پس از آنكه جاى من در جامعهء شما خالى گشت و ديگرى به جاى من نشست . ) فردا كه من از ميان شما رخت بربستم ، مرا خواهيد شناخت شما از آغاز زندگى من تا امروز ، مرا ديديد و در فراز و نشيب اين زندگى مرا مشاهده نموديد . شما آن همه تكاپو در مسير « حيات إلهى » را از من ، ملاحظه كرديد ، اما چه بايد كرد كه قدرت حق ، شمشير حق و ديدهء حق ، شير حق و بطور كلى تجلىگاه حق را ديديد و او را نشناختيد . بگذاريد چند روزى بگذرد ، و اين قرص درخشنده از چشمان شما پنهان شود و شب پره گان ضدّ خورشيد فضاى حيات جامعه را پر كنند و شهوتپرستان خودكامه زمام امور شما را به دست بگيرند . تاريكىهاى گمراه كننده پشت سر هم بيايند و فضاى اجتماع را تيره و تار كنند و راهزنان ، راهنمايى شما را به دست بگيرند ، نورانيت