ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٧ - خداوندا ، ما چه گوييم چون تو مى دانى نهان
روى زمين ما را از بىآبى پوشانده است . حيوانات ما سخت تشنهاند و در جايگاههاى استراحت خود حيرتزده همانند مادران بچه مرده مى نالند و از رفت و برگشت با لب تشنه در چراگاهها و آبشخورها در ملالند . پروردگارا ، به نالههاى ناله كنندگان و سوزش دلسوختگان عنايتى فرما و بر اين جانداران در مسير حركتها و مدخل آسايشگاههايشان ترحمى فرما . بار خدايا ، ما در حالى رو به سوى تو آورديم كه شتران لاغر ، از قحطى آب و علف بهمراه در حركتند [ و هنگامى به رحمت واسعهء تو روى آورديم ] كه ابرها با علامت بارش باران ، نهال اميد در درون ما كاشتند ، ولى اين نهال را به ثمر نرسانده از فضاى ما ناپديد شدند . « اين خطبه را تا آخر بخوانيد و معناى رابطهء نيايش با خداوند مهربان را درك كنيد .
در همان لحظات كه آه و نالههاى نيايشگران از اعماق دلهايشان سر مى كشد ، درياها نيز در حال همدردى ابرها را به فضا مى فرستند تا با همديگر تجلىگاه قوانين هستى و رحمت الهى را به وجود بياورند . در اين هنگام ، همزمان با ريزش قطرات اشك بر رخسار نيايشگران ، قطرات باران نيز بر روى زمين باريدن مى گيرد .
٢٨ ، ٣٢ - أللَّهمّ إنّا خرجنا إليك نشكو إليك ما لا يخفى عليك حين ألجأتنا المضايق الوعرة ، و أجاءتنا المقاحط المجدبة ، و أعيتنا المطالب المتعسّرة ، و تلاحمت علينا الفتن المستصعبة ( خداوندا ، ما به سوى تو آمدهايم ، از رويدادهايى شكوه داريم كه به مقام شامخ تو پوشيده نيست . پروردگارا بتو پناه آوردهايم از تنگناهاى سخت و دشوار و از بىبارانىهايى كه خشكسالى بوجود آورده است و از حوادث بسيار سخت و ناگوار كه ما را ناتوان ساخته است ، و از فتنهها و آشوبهاى بسيار دشوار كه ما را به ستوه آورده است ) خداوندا ، ما چه گوييم چون تو مى دانى نهان بار الها ، < شعر > باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست لذت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را < / شعر >