ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - نمايش چهارم
١٢ - از يك جهت رابطهء انسان با جهان هستى ، مانند ارتباط او با كوه هايى است كه هر صدايى را ايجاد كند ، به خود او بر مى گردد - < شعر > اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > در يكى از روزهاى اخير يك دانش پژوه تكاپوگر در تحقيقات كمپيوترى در دانشكدهء فيزيك تهران [ كه آن روز اين جانب در آنجا در بارهء قانون عليت و تحولاتى كه در طول تاريخ ديده است ، سخنرانى نمودم ] باين جانب گفت : من از شما وقتى مى خواستم كه شما را ببينم ، با موافقت طرفين ساعتى در يكى از روزهاى بعد از سخنرانى براى ديدار معين شد . ايشان در همان ساعت به منزل اين جانب آمدند و گفتند : من در امور كمپيوترى اشتغال دارم و اخيراً مطلبى به ذهنم رسيده است مى خواهم آن را با شما در ميان بگذارم . گفتم : بفرماييد . ايشان گفتند : مطلبى كه به ذهنم خطور كرده است ، اينست كه جهان هستى كه ما در آن زندگى مى كنيم ، مانند كمپيوترى است كه انسان هر اطلاع و يا هر واحدى را كه وارد آن دستگاه كند ، قطعاً در فعاليتهاى آن كمپيوتر وارد شده و در نتائجى كه بدست خواهد آمد ، [ خواه انسان بخواهد خواه نخواهد ، آنرا فراموش كند يا در يادش باشد ، بحساب بياورد يا نياورد ، ] وجود پيدا خواهد كرد . بيانات ايشان بطور كلى قانعكننده بود و همان منشأ اصلى ، آن اصل ثابت را توضيح مى داد كه از قرون و اعصار گذشته با بيانات مختلفى تحت عنوان « هر عملى در جهان هستى عكس العملى دارد » اين اصل به اضافهء اين كه به مشاهدات فراوان ما مستند است ، و عقل آن را تأييد مى نمايد ، منابع اسلامى با تأكيد كامل آنرا مطرح كرده است . حال ، هر حكم وجدانى و عقلى كه مستند به اين منشأ است ثابت و اولى ميباشد .
اين تمثيل ، يك قضيهء بسيار مفيد ديگرى را بياد مى آورد . آن اينست كه تا پيش از كشف و به كار بردن امواجى كه عامل انتقال اعراض [ باصطلاح فلسفه و منطق ] از جايى به جايى ديگر مى باشند ، حتى اغلب دانشمندان هم مى گفتند : اعراض قابل نقل و انتقال