ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - نمايش چهارم
ناچيز مطرح مى گردد ، و بالعكس . اگر انسان بهر يك از اجزاء و شئون اين دنيا بطور كامل دل ببندد از همان مورد با شكست قطعى مواجه مى گردد .
١١ - يكى از مهمترين اصول ثابته كه انسان در ارتباط با جهان هستى دارد ، انعكاس جهان عينى يا وجود اجمالى جهان عينى در درون او است . اين اصل را به چند صورت مى توان در نظر گرفت : يك - انسان به اصطلاح ادبى در درون خود داراى آن جام جهانبين است كه بوسيلهء آن ، عكسى از جهان عينى را در آينهء درون خود شهود كند و اين شهود غير از اشراف است كه در شمارهء ( ٦ ) بيان نموديم ، زيرا انسان در حال اشراف نخست جهان عينى را در ديدگاه خود تعيّن مى دهد و سپس به آن اشراف پيدا مى كند ، يا بالعكس ، يعنى نخست به جهان عينى اشراف پيدا مى كند ، آن گاه به آن تعيّن مى دهد و ممكن است هر دو جريان همزمان واقع شوند .
دو - انسان در برخى از حالات روانى جهان حقيقى را در درون خود مى بيند و جهان برونى عينى را صورت يا عكسى از آن تلقى مى كند . اين حالت در برخى از ابيات مثنوى چنين مطرح شده است :
< شعر > شد ز جيب آن كفّ موسى ضوفشان كان فزون آمد ز ماه آسمان تا بدانى كاسمانهاى سمى هست عكس مدركات آدمى از خود اى جز وى ز كلها مختلط فهم مى كن حالت هر منبسط عارفى در باغ از بهر گشاد عارفانه روى بر زانو نهاد پس فرو رفت او به خود اندر نقول شد ملول از صورت خوابش فضول كه چه خسبى آخر اندر رز نگر اين درختان بين و آثار خضر امر حق بشنو كه گفته است أُنْظُروُ سوى اين آثار رحمت آر رو گفت آثارش دلست اى بو الهوس آن برون آثار آثار است و بس < / شعر >