ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٧
آيا در دوران جاهليت ، الله مطرح نبوده است يا اينكه بدانگونه كه شايستهء الوهيت او است ، شناخته نشده بود ١٩٣ قرآن تجلىگاه خداوندى ١٩٨ آرى ، چنين است مختصات روزگار بنى اميه صفتان ١٩٩ در آن زمان قرآن و اهل قرآن ميان مردمند ولى از آنان نيستند ٢٠١ عاملى مشترك در درون اين تبهكاران بوجود مى آيد كه آنانرا وادار به تفرقه مى نمايد ٢٠٣ وقتى كه اعتقاد و عمل به قرآن مجيد از بين رفت ، مجبورند كه براى حفظ مقام خود خط و شكل و حتى تجويد و قرائت آن را حفظ كنند ٢٠٥ مبارزهء بىامان با انسانهاى صالح و رشد يافتگان را مبناى سلطه گرى خود قرار دادند ٢٠٦ براى همسايگى با خدا ، بايد نصيحت او پذيرفته شود و كلامش دليل هدايت باشد ٢٠٨ كسى كه عظمت خداوندى را مى داند ، عظمت و كمال خود را در تواضع به مقام شامخ ربوبى مى داند ٢٠٩ چه عامل روانى در درون آدميزاد ايجاد مى گردد كه از حق و حقيقت وحشت مى كند و مى گريزد ٢١٠ شناخت رشد ، نخست با تبلور ضد آن در مردم پست ، و سپس جستجوى آن از خود اهل رشد و كمال ٢١٢ متن خطبهء صد و چهل و هشتم ٢١٥ ترجمهء خطبهء صد و چهل و هشتم ٢١٦ تفسير عمومى خطبهء صد و چهل و هشتم ٢١٧ آنچه كه براى آن دو شيخ مطرح نيست ، خدا است و آنچه كه هر يك از آن دو ميخواهند تورم خود طبيعى خود براى رياست چند روزه دنيا است و بس . ٢١٧ نابكاران در طول تاريخ ائتلاف مى كنند و دست اتحاد به هم مى دهند ، در صورتيكه هدفى ندارند جز بدست آوردن سلطهء مطلقهء براى خود و محو ديگران از صفحه وجود كه در رديف اول همان ائتلاف و اتحاد كنندگان با آنان مى باشند . ٢١٨ صداى نحس يكى را ، سخن شوم ديگرى پاسخ ميدهد دروغى بزرگ به استقبال دروغى كوچك و دروغى بزرگتر براى مقابله با دروغى بزرگ را ، يكى پس از ديگرى بطرف يكديگر منظم ( بطور سيستماتيك ) پرتاب مى كنند ٢٢٠ تا به خود بياييد خودكامگان سلطه جو وارد ميدان شدهاند ، اى انسانهاى الهى برخيزيد و امان به نابكاران ندهيد ٢٢٢ هيچ گمراهى بىعلت نيست و براى هر پيمانشكنى شبهه ايست ٢٢٥ شگفتا ، ديدن و شنيدن معلولها و غفلت از علتها ٢٢٧ متن خطبهء صد و چهل و نهم ٢٢٨