ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
در كتاب مزبور با اين كه بارها در باره تفكر اظهار نظر كرده است . حتى يك بار هم در صدد تعريف تفكر بر نيامده است كه مردم بدانند آن همه اظهار نظرها متوجه كدام موضوع است .
دو - اين مسئله كه اگر تفكر از مواد صحيح مأخوذ شود ، و از حواس و آزمايشگاهها و تعقل مربوط به اصول بديهى يا قضاياى بالضروره راست استفاده كند ، قطعا يكى از منحصرترين وسائل ارتباط با واقعيات بوده و نظم دهنده همه مسائل و معارف بشرى است . و شگفتآورتر از همه ، اينست كه مورتى بجاى اين كه حواس و جنبه آينه اى ذهن انسان با محسوسات در حال گذر و تحول را كه جزئيات جارى در متن طبيعت مى باشند منشاء بىنظمى معرفى كند ، انديشه را منشاء بىنظمى تلقى نموده است .
سه - مطالعه كنندگان اين كتاب و ديگر آثار قلم اين نويسنده در سرتاسر آنها ، مى داند كه وى در همه مسائلى كه مطرح مى كند براى اثبات آنها استدلال مى نمايد ، آيا استدلال بدون تنظيم عقلى قضايا بعنوان مقدمات در فعاليت فكرى امكانپذير مى باشد بديهى است كه تنظيم مزبور بدون تفكر محال است . از اينجا است كه مى توان گفت كه اين گونه نويسندگان ، هيچ سيستمى را براى انسانشناسى و جهانبينى ارائه نمى دهند بطورى كه پاسخگوى چون و چراهاى شما بوده باشد ، زيرا بيان يك عده قضاياى گسيخته ( كه بطور حتم به تناقض گويى هم منجر مى گردد ) بطرز جالب ، غير از ارائه يك سيستم معرفتى قابل قبول مى باشد .
٣ - در صفحه ٣٣ از سطر ١٠ تا سطر ١٣ چنين مى گويد : « آيا ماوراى اين زندگى چيزى وجود دارد انسان بدون يافتن اين چيز بىنام با هزاران نام كه هميشه در جستجوى آن بوده ، ايمان را رواج داد . ايمان بيك ناجى ، يا يك ايده آل ، اما ايمان همواره و بىهيچ ترديد منجر به خشونت شد . » پاسخ : يك - اين كه الفاظ موضوعه در لغتهاى مختلف دنيا ، خيلى محدودتر از واقعياتى است كه بشر با آنها در حال ارتباط است ، يا مى تواند با آنها در ارتباط باشد ،