ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
متوجه بود كه خود او با تعقل و انديشه اى كه در زندگى پوچ بدست آورده است ، سخن مى گويد و زندگى را پوچ قلمداد مى كند .
شش - يقينى است كه اگر مورتى نياز به پزشك براى معاينه داشت و خود از پزشكى بىبهره بود از پزشكان التماس مى كرد كه راجع به صحت و بيمارى و مداواى من بگوييد و حتما به گفتهء شما عمل خواهيم كرد . و بطور كلى مورتى در برابر آن علوم و معارف و تكنولوژى كه سواد و اطلاعى نداشت سراغ صاحبنظران معارف و تكنولوژى را خواهد گرفت و نخواهد گفت : اگر من براى رفع نيازهاى علمى و عملى خود به آنان مراجعه كنم ، زندگى من همه تغذيه و تلقين و تقليد از ديگران خواهد بود هفت - مى گويد : « ما محصول انواع نفوذها و تأثيرات هستيم و هيچ چيز نوئى در ما وجود ندارد چيزى كه خودمان آن را كشف كرده باشيم ، چيزى كه بكر و دست نخورده باشد . » بايد ببينيم مقصود مورتى از « ما » چيست يا كيست آيا مقصود از « ما » پايينترين انسانها از نظر علم و معرفت است كه باصطلاح مناسبترى همان كرومانيون و نه آندرتال را بياد مى آورند ، نيازى به گفتن ندارد كه اينان همگى محصول انواع نفوذها و تأثيرات هستند . . . « ولى آيا با در نظر گرفتن امثال اين جانداران ( انسانهايى ابتدائى ) مى توان در بارهء انسان آن چنانكه هست و انسان آن چنانكه بايد ، قضاوت نمود هشت - مورتى اعتراف مى كند كه بعضى از انسانها داراى نفوذ و تأثير در ديگران هستند كه با انديشهها و نوآوريهاى خود ديگران را تحت تأثير قرار مى دهند ، بسيار خوب ، البته چنين است ، اگر ما بخواهيم خدمتى به اين انسانها نماييم ، بايد اصول و قواعدى را تحقيق و در دسترس عموم قرار بدهيم كه داراى نفوذ و تأثير در به وجود آوردن معارف حقيقى داشته باشند نه خيالات بىاساس ، همان گونه كه گذشتگان تا امروز ، انگيزه خود را در تحقيق و تعميم تعليمات منطق ( راه درست انديشيدن ) را همين