روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩٠٨ - روزشمار جنگ یکشنه ٢٤ فروردین ١٣٥٩٢٧ جمادی الاولی ١٤٠٠ ١٣ آوریل ١٩٨٠
شرایط فعلی بیش تر تحت الشعاع قرار گرفته. اصولاً نظر شما در این باره چیست؟»
بازرگان: «به عقیدة بنده، نظری که از سال ها قبل از پیروزی انقلاب ابراز کرده بودم و همچنین در ماه های نزدیک به انقلاب و در زمان دولت، به ویژه در محیط های ارتش گفته بودم، من مباینتی و تضادی بین اسلام و ایران با مسلمانی و ایرانی بودن با اسلامیت و ملیت نمی بینم؛ بلکه اینها دو دامنه از یک مطلب هستند و یک جایی هم من اشاره کرده بودم که جلوة خیلی قشنگ این مسئله، کتابی است که مرحوم مطهری نوشته بود؛ یعنی سخنرانی کرده بود که بعداً به صورت کتاب درآمد، به نام "خدمات متقابل ایران و اسلام". ... و در دین اسلام هم به حکم حدیث "حب الوطن من الایمان" و به حکم هرکسی موظف به دفاع از وطن خود است، دفاع از ایران حکم مسلمانی همة ما است، قبل از این که دفاع از غیر ایران بکنیم؛ و خصوصاً که تاریخ ما و سرگذشت ما و حفظ ملیت ما، خود عشق به اسلام و مسلمانی هم هست و این دو هیچ گاه از هم جدا نیستند و باید پابه پای هم پیش بروند و یکی فدای دیگری کردن اصلا ً یک عمل غلطی است و هیچ کدام از این دو هم باهم منافات ندارد.»
بامداد: «در طول این ١٤ ماه گذشته مشاهده شده است که بعضی از افراد بیش تر به جنبة جهان وطنی اسلام تکیه می کنند و ایران را به کلی فراموش کرده اند. اصولاً نظر شما در این مورد چیست؟»
بازرگان: «انسان کامل و مسلمان کامل آن است که نه تنها همة مسلمان ها را، بلکه همة مردم را باید دوست داشته باشد و اصلاً ادیان توحید، یک نوع هماهنگی و یک نوع تعلق و همبستگی بین یک فرد با جهان خلقت است، و با جهان خلقت همبستگی پیدا کردن یعنی علاقه به خدا. این مطلب به جای خود درست است؛ ولی منافات با این ندارد که وقتی من نوع بشر را دوست داشته باشم، مثلاً اگر اهل کاشان هستم از کاشانی ها بدم بیاید یا به فرزندانم و خانواده ام علاقه نداشته باشم. نه، این درست نیست؛ بلکه به دلیل این که خدمتگزار نوع بشر هستیم، باید به همشهریانم که کاشانی هستند، همان طور که شرع اسلام دستور داده خدمت کنم؛ بنابراین اگر اسلام را که از اول هم دین جهانی بوده است و باید یک فرد با هماهنگی با جهان، خدا را پرستش کند و خودش را در خدمت خدا یعنی خدمت خلق خدا بگذارد، این ایجاب می کند که اول به نزدیکانش و از جمله به مملکت و وطنش خدمت کند؛ برای این که این مملکتی است که ما مدیون آن هستیم و به همین دلیل در مرحلة اول باید علاقه مند به ایران باشیم. اگر به ایران و ایرانیت علاقه نداشته باشیم، در حد معقول دروغ می گوییم که ما به بشر علاقه داریم و بندة خدا هستیم؛ منتها مسئلة علاقه داشتن و دفاع کردن، غیر از تعصب است. آن موقع که نهضت آزادی تشکیل شده بود اولین شعار ما این بود که ما مسلمانیم، ایرانی هستیم و مصدقی هستیم، منتها مسلمانیم به دلیل این که تمام اعمالمان باید روی دستور اسلام صورت گیرد، ایرانی هستیم نه به آن معنا که بگوییم هنر نزد ایرانیان است و