روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٧٥ - روزشمار جنگ شنبه ٩ فروردین ١٣٥٩١٢ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٩ مارس ١٩٨٠
بزرگ تقدیم کنند. تردید امام در آخرین لحظة کشمکش در این که تمام این "کمیسیون رسیدگی" و "میانجی گری" والدهایم ممکن است حقه بازی باشد، در خنثی کردن این توطئة خطرناک نقش مؤثری داشت. بر پایة همین تردید، امام پیشنهاد واگذاری گروگان ها را به وزارت خارجه نپذیرفت و ملاقات کمیسیون را مشروط به انتشار گزارش آنها در زمینة رسیدگی به جنایات محمدرضا پهلوی و امپریالیسم امریکا کرد. پس از این تصمیم، معلوم شد که اصلاً رسیدگی به جنایاتی در کار نبوده و موضوع معامله، چیز دیگری است. درست همین عامل هم مانع از آن شد که نقشة خطرناک امپریالیسم امریکا به طور کامل عملی گردد. انتقال محمدرضا پهلوی از پاناما به قاهره را باید پیامد همین عامل دانست.»[١]
در ادامة اعلامیه، تحت عنوان "امپریالیسم امریکا محمدرضا پهلوی را جابه جا کرد، چرا؟" چنین آمده است: «روشن است که تصمیم جابه جا کردن محمدرضا پهلوی از پاناما به مصر، مسلماً از جانب شورای امنیت ملی ایالات متحدة امریکا - که دو روز پیش از این جریان، با حضور همة سران آن کشور با شرکت کارتر تشکیل شد - گرفته شده است. اظهارات آقای بنی صدر دایر بر این که گویا دوبار نزدیک بود که شاه را تحویل دهند و به علت وجود تعدد مراکز تصمیم گیری در امریکا و در ایران، این جریان عملی نگردیده است، تنها می تواند ناشی از شناخت نارسای ایشان از مکانیسم اعمال حاکمیت مرکز انحصارهای امپریالیستی باشد. ...کیست که نمی داند در امریکا آقا و ارباب همه، از کارتر و کاخ سفید و وزارت خارجه و محافل صهیونیستی گرفته تا سیا و پنتاگون، همان جامعة انحصارات امپریالیستی امریکا است، که آقای راکفلر، پادشاه بی تاج و تخت جهان امپریالیستی، در رأس آن قرار دارد؟ کارترها، ونس ها، کیسینجرها، همه، مستخدمین بی چون و چرای وال استریت و آقای راکفلر هستند. آنها ممکن است هنگام بحث از خود نظری بگویند، ولی همه مجری آخرین تصمیم وال استریت هستند. ساده اندیشی است اگر تصور شود که در امریکا مراکز گوناگون تصمیم گیری وجود دارد.»
اعلامیه سپس مطلب را با عنوان "ضد انقلاب ستاد عملیاتی خود را به مرزهای ایران نزدیک می کند و به ایران وارد می سازد" ادامه می دهد و در آن، انتقال شاه را آغاز مرحله ای جدید و بسیار جدی و خطرناک در گسترش تدارک اقدامات ضد انقلابی برضد انقلاب ایران می شمارد و درضمن، به بررسی وضعیت داخلی و موقعیت ضد انقلاب و تأثیر انتقال شاه بر آن می پردازد: «هم زمان با آمدن شاه مخلوع، خبرهایی می رسد که اویسی قصاب و بختیار خائن هم اختلاف های خود را کنار گذاشته و جبهة متحدی به وجود آورده اند. خبر می رسد که هر دوی این سر سپردگان اکنون مرکز فعالیت ضدانقلابی خود را به بغداد منتقل کرده اند و از آن جا، از راه کردستان و خوزستان، مستقیماً اقدامات گروه های وابسته به خود را در ایران هماهنگ و راهنمایی می کنند.»
در پایان اعلامیه ضمن یادآوری واقعة ٢٨ مرداد، هشدار داده می شود: «تجربة تلخ ٢٨
[١] همان، ص ٥.