روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٤٣ - روزشمار جنگ شنبه ٣٠ فروردین ١٣٥٩ ٣ جمادی الثانی ١٤٠٠ ١٩ آوریل ١٩٨٠
از آوردن نام امام نیز می ترسیدند و با وجود آن که علاقة فراوانی به امام و مسئولین داشتند، اظهار می داشتند که ما بعثی هستیم. وقتی علت را جویا می شدیم می گفتند که عده ای (که شامل ص.ش.[١] و دار و دسته اش بودند) به ما می گویند که عراق این جا جاسوس دارد و از همه چیز با خبر است و اگر کاری برخلاف رژیم عراق انجام دهید، ساواک عراق بلافاصله متوجه می شود و شما را نابود می کند. پس از آن دیدیم که سیل اسلحه توسط وی از طریق جزیرة مینو سرازیر شد. البته این نکته را در پرانتز بگویم که بسیاری از افراد ساده تنها به دلیل عشق به سلاح، اسلحه دریافت داشتند و حتی خود آنها به عراق رفتند تا اسلحه دریافت نمایند؛ چون عرب حتی اگر تفنگ نداشته باشد لااقل یک چماق در خانه دارد؛ ولی حال که تفنگ وجود داشت، چرا تفنگ نداشته باشند؟[٢]
در این حال تبلیغات خارجی عراق دربارة خوزستان نیز مکمل تبلیغات داخلی است؛ از جمله در شمارة امروز المستقبل گزارشی از خوزستان درج شده است که بخشی از مطامع و رفتار کنونی عراق در خوزستان را نشان می دهد. در این گزارش آمده است: «اطلاعات دقیق مؤکداً حاکی است که: ایالت عربستان [خوزستان] در ایران احتمالاً شاهد انقلاب سترگی علیه رژیم ایران خواهد بود که هدف از آن جدایی این ایالت از سرزمین ایران و بازگرداندن هویت عربی آن به عنوان یک کشور مستقل می باشد. گزارش ها حاکی است که عراق از این تمایل پشتیبانی می کند و چنانچه جدایی این ایالت از ایران با پیروزی تحقق یابد، عراق نخستین کشوری خواهد بود که استقلال آن را به رسمیت خواهد شناخت و به دنبال آن، کشورهای دیگری از جمله تعداد بسیاری از کشورهای عربی نیز استقلال این ایالت را به رسمیت خواهند شناخت. باید خاطرنشان کرد که ایالت عربستان [خوزستان] بیش از پنج میلیون عرب دارد و غنی ترین منطقه در ایران به شمار می رود و بیش ترین چاه های نفت این کشور و بزرگ ترین پالایشگاه نفت خاورمیانه در آن قرار دارد.»[٣]
٦٩٠
هم زمان با فعالیت عوامل عراق در جنوب که از حساسیت خاص منطقة خوزستان برخوردار است، در غرب کشور که حساسیت خاص خود را دارد نیز عوامل این کشور فعالند؛ از جمله در گزارشی که امروز به حفاظت اطلاعات ستاد مشترک ارتش رسید، در این باره آمده است: «شخصی به نام سید نصرالدین که سرپرست ایل "قلخانی" می باشد، در منطقه اغتشاش ایجاد نموده است و با سردار جاف و شخص دیگری به نام محمود نظری در ارتباط می باشد. همچنین شخصی به نام "علی حسن خلاصه" در منطقة پل ذهاب قصد داشته است با شرایطی تسلیم شده و سلاح های خود را تحویل نماید؛ ولی سید نصرالدین مانع از این کار گردیده است.»[٤]
[١] در سند نام کامل درج شده است.
[٢] سند شماره ٠٩١٤٠٢ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: ٢٩/١/١٣٥٩.
[٣] اداره کل مطبوعات و رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشریه "بررسی مطبوعات جهان"، ٩/٢/١٣٥٩، ص٢٣، از المستقبل چاپ پاریس، ١٩ آوریل ١٩٨٠.
[٤] سند شماره ٠٢١٣٩٣ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از معاونت اطلاعاتی ستاد نیرو (مد اطلاعات و ارشاد)، به سماجا ٢ (حفاظت اطلاعات)، ٣٠/١/١٣٥٩.