روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٠٠ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢٨ فروردین ١٣٥٩ ١ جمادی الثانی ١٤٠٠ ١٧ آوریل ١٩٨٠
س: «شما همیشه آقای شیخ عزالدین حسینی را در همه جا تأیید کرده اید و آقای شیخ عزالدین حسینی زمانی که حزب خلق مسلمان در تبریز، رادیو و تلویزیون را گرفتند، آنها را حمایت کرد. این مسئله را چگونه توجیه می کنید؟»
ج: «ما به عنوان حزب دمکرات با آقای شیخ عزالدین حسینی همکاری مان این است که ایشان رئیس هیئت نمایندگی خلق کُرد می باشد و در این چارچوب همکاری داریم؛ و گرنه ما نه مسئول گفته های ایشان هستیم نه عمل ایشان. البته در مسائل بسیاری نظر مشترک داریم، و آنچه بیش تر ما را از هم جدا می کند، در شیوة کار و فعالیت و شیوة برخورد نسبت به مسائل است. سابقاً ایشان را شخص بیطرفی می دانستیم و می خواستیم بیطرف هم بماند و در فعالیت های گروهی فعالیت نداشته باشد و همة گروه ها از ایشان پشتیبانی کنند؛ ولی عملاً این نامه نشان می دهد (البته این نامه منحصر به فرد هم نیست، در جاهای دیگر هم از این نامه ها می باشد) که ایشان از نمایندة کومه له پشتیبانی می کند. البته حق مسلم خودشان است. ما ادعایی نداریم؛ اما آماده ایم دربارة مسائل مشترک با ایشان همکاری بکنیم.»
س: «مسلم شده است که تعدادی از نمایندگان شما به مجلس خواهند رفت. سیاست کاندیداهای شما در مجلس چه خواهد بود؟»
ج: «سیاست ما همان چهار اصل است، مبارزه علیه امپریالیسم، مبارزه برای آزادی و دمکراسی برای ایران، و مبارزه برای خودمختاری، و مبارزه به نفع حقوق زحمتکشان. این چهار اصل را کنگره تعیین کرده است. (کنگرة چهارم حزب ما که دو ماه پیش تشکیل شد) این سیاست برای حزب ما تعیین شده و کاندیداهای ما که امیدواریم بتوانند به مجلس بروند، از این چهار اصل دفاع خواهند کرد.»
س: «شما می دانید که سپاه پاسداران که از تمام مردم می باشد، یک اصلی است در قانون اساسی. برای این که بین پاسداران و پیشمرگان کُرد یک تفاهمی به وجود بیاید چه باید کرد؟»
ج: «من فکر می کنم که خیلی ساده است؛ خواست های خلق کُرد قبول بشود، بعد اگر قرار است پاسدار باشد از خود پیشمرگ ها پاسدار درست بکنند. شما می بینید که پاسداران اصفهان نه برای جنگ و با هلی کوپتر و تانک، ولی بیایند به عنوان مهمان، ببینید چه استقبالی خواهد شد.»
س: «سپاه هم مانند ارتش است و ارتش همه جا می رود و باید سپاه هم یک چنین نقشی در کشور ما داشته باشد، و حالا نظر شما دربارة سپاه چیست؟»
ج: «ما نظرمان در این باره روشن است. ما در حالی که در آن شش اصل می بینید که ارتش و حفاظت مرزها فقط در صلاحیت دولت مرکزی است، حفظ انتظامات داخلی باید به دست خود مردم باشد. این اگر عملی نشود، حساسیت به وجود می آورد، برخورد به وجود می آورد، مخصوصاً با این واقعه ای که در چند روز پیش رخ داده؛ پس باید چند مدتی فاصله داد تا این اطمینان به وجود بیاید. والله ما به عنوان حزب دمکرات کردستان، برخلاف گفته های فرمانده عملیات پاسداران، علیه پاسداران کوچک ترین غرضی یا انزجاری نداریم؛ برعکس، پاسدارها باید به یک نهاد انقلابی برای حفظ دستاوردهای انقلاب باشند، نه برای سرکوب مردم. و یکی از معاونان فرمانده سپاه پاسداران منطقة غرب مصاحبه ای کرده بود در روزنامه که من حظ کردم. هر آنچه آن جا گفته بود، مورد قبول ما بود و اتفاقاً این مسئله را گفته بود که چطور باید کاری کرد که تفاهم متقابل به وجود بیاید. من اتفاقاً آن زمان خیلی کوشش کردم تلفنی با ایشان تماس بگیرم؛ ولی متأسفانه ممکن نشد. خواستم تبریک به ایشان بگویم. واقعاً حرف هایی که ایشان زدند، کاملاً همان حرف هایی است که ما می زنیم.»
س: «آیا شما پاسداران را شکنجه می دادید؟»
ج: «متأسفانه سه چهار نفر بیش تر نبودند این پاسدارها که رفتند و این حرف ها را زدند، به طور کلی نسبت به پاسدارها و اصولاً شکنجه را در هر لباسی باشد محکوم می کنیم؛ ولی ایشان یک چیزهایی می گفتند که تا حدی واقعیت داشت و آن این که فرض کنید غذاشان خوب نبود، جایی که می خوابیدند بد بود؛ ولی کاش آن وقت شما می آمدید و ما را در کوهستان می دیدید که ما هم همان وضع را داشتیم.