روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٥٨ - روزشمار جنگ جمعه ١٥ فروردین ١٣٥٩١٨ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٤ آوریل ١٩٨٠
س: «خمینی در شرایط فعلی چه می خواهد و نظر وی دربارة سرنوشت گروگان ها چیست؟»
ج: «به نظر می رسد که خمینی مخالف دانشجویان مستقر در سفارت نیست؛ ولی بدون قید و شرط از آنها پشتیبانی نمی کند و معتقد است که مسئلة گروگان ها اساسی نبوده و باید شورای انقلاب و یا مجلس نمایندگان آن را حل کند و تاکنون وی هیچ گونه ابتکاری که نشان دهندة احتیاط وی در قبال دانشجویان باشد، ارائه نداده است. سیاست مداران ایرانی که با وی ملاقات می کنند، چیز آشکاری از وی به دست نمی آورند؛ حتی با پرزیدنت بنی صدر، امام سکوت اختیار می کند و برخی عبارات معمولی را به زبان می آورد، و گاهی ملاقات این مقام و یا آن مقام ایرانی ساعت ها طول می کشد، ولی امام جز دربارة موضوعی که می خواهد، سخن نمی گوید و ترجیح می دهد به سخن ملاقات کننده گوش دهد.»
س: «دانشجویان چه کسانی هستند؟ چه کسانی پشت دانشجویان قرار دارند؟ چه کسی دانشجویان را به حرکت در می آورد؟ پرسش ها و شایعات بسیاری است؛ ولی با وجود این که با دانشجویان ملاقات کرده ای چه برداشتی از دانشجویان و پشتیبانان آنان داری؟»
ج: «بدون شک، دانشجویان روابط نزدیکی با برخی جناح های حزب جمهوری اسلامی دارند و شایعاتی دربارة وجود عناصری از حزب تودة نزدیک به شوروی در میان آنها، و همچنین ادارة عملیات به وسیلة این حزب را پرزیدنت بنی صدر شخصاً تکذیب کرده است. ولی در خلال ملاقات خود با آنها، ملاحظه کردم که دانشجویان در سطح عالی از آگاهی سیاسی قرار دارند و آماده اند به هر تصمیمی که امام خمینی و یا مجلس نمایندگان اتخاذ کنند، تن دهند و آنها فقط یک گروه وادار شده به این کار نیستند.»[١]
س: «برداشت های خصوصی و مهم شما پس از اقامت در تهران چیست؟»
ج: «برداشت های بسیاری وجود دارد که در چارچوب خصوصی بودن آنها که عنوان شده، قابل درک نیست. نخستین برداشتی که مایلم به آن اشاره کنم، دربارة دمکراسی و آزادی بیان است. آزادی بیان در ایران - برخلاف چهره ای که افکار عمومی جهان از آن ترسیم کرده اند - وجود دارد و می توان آزادی این بیان را به آسانی دریافت؛ ولی وجود آن به معنای آن نیست که در کشور دمکراسی هست. مراکز قدرت و تصمیم گیری متعدد است و آیت الله ها می توانند عملاً هر آنچه که بخواهند، تحمیل کنند و روزنامه های متعددی وجود دارد که تعطیل شده اند و سازمان های سیاسی مختلفی، که سازمان های دینی سعی کرده اند فعالیت آنها را محدود کنند. ضمناً اقلیت هایی سرکوب شده وجود دارند؛ ولی تمام اینها وجود آزادی بیان را نفی نمی کند. با این که تفاوت آشکاری میان یک فرد معمولی که به آسانی نظر خود را ابراز می دارد و میان کسی که تصمیم می گیرد، وجود دارد، باید گفت که شهروند ایرانی هنوز به رژیم به عنوان رژیم نمی نگرد؛ بلکه بیش تر دربارة انقلاب و سرنوشت آن سخن می گوید؛ یعنی رژیم برای او یک دستگاه دشمن و دستگاه سرکوبی نمی باشد.»
[١] مأخذ ٣، ص ٢٠، بخش عربی رادیو مونت کارلو، ١٥/١/١٣٥٩.