روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٠١ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٦ فروردین ١٣٥٩٩ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٦ مارس ١٩٨٠
کاری انجام بدهیم؛ ولی من گفتم تا امشب هرطور است جواب داده شود. برای این که گارد ملی آن جا تصمیم گرفته بود اگر تا ٢٤ ساعت ما یک کاری در مورد گروگان ها بکنیم و آنها دستشان پر باشد و بتوانند، عمل بکنند؛ و الا آنها هم زیر فشار افکار عمومی، قضیه را رها کنند.»
قطب زاده ادامه داد: «من در ساعت ٨ شب به نخست وزیری نزد آقای بنی صدر رفتم. تا ساعت ١٢ شب ما در جریان این مسئله بودیم؛ که ما نتوانستیم جواب مثبت به آنها بدهیم و کاری در مورد گروگان ها بکنیم. البته من یک تردید هم داشتم که مبادا این ها بخواهند یک بازی انجام دهند و مواظب هم بودیم که کلک نخوریم؛ ولی به هرحال لازم بود که ما یک عملی در مورد گروگان ها انجام بدهیم که ما نتوانستیم بدهیم؛ برای این که مذاکرات آن شب نتیجه ای نداد. ساعت ٩:٣٠ شب بود که حاج احمد آقا با بنی صدر هم صحبت کرد و هنوز به نتیجه نرسیده بودیم؛ بالنتیجه شاه مخلوع از پاناما پرواز کرد که در حدود ساعت ١ بعد از نیمه شب بود که ما مطلع شدیم. برای این که هیچ گونه بهانه ای در این مورد نباشد، ساعت ٢ بعد از نیمه شب من در مصاحبة تلفنی با چند تن از خبرنگاران اعلام کردم اگر شاه مخلوع را برگردانند به پاناما، ما گروگان ها را تحویل می دهیم. البته ما می دانستیم که دیر شده است؛ ولی در عین حال امکان وجود داشت که او را از جزیرة "آزور" برگردانند. فی الواقع ٢ ساعت هم در آن جزیره او را نگهداشتند که بتوانند تصمیم بگیرند و آخر سر هم نتوانستند تصمیم بگیرند و بالنتیجه به طرف مصر پرواز کرد.»
قطب زاده گفت: «ولی این واقعیت است که ما در این ماجرا یک پیروزی نسبتاً بزرگ برایمان ایجاد شد؛ یعنی در مقابل هرگونه فکری که ما نمی توانستیم و حقانیت نداشتیم در مقابل جنایات شاه، این مسئله دیگر از بین رفت. پرونده کامل است و مسئله روشن است و دنیا به جایی رسید که ما پرونده مان علیه این جنایتکار کامل شد و هیچ گونه تردیدی وجود ندارد، و اگر او ٢٤ ساعت دیگر مانده بود، توقیف می شد و محاکمه می گردید، و این امر در جهان ثابت شد. من امروز هم یک تلگرافی آماده کردم که برای سازمان ملل متحد بفرستم که بگویم ملاحظه کنید خود نفس این عمل نشان داد که ما تا چه اندازه حقانیت داشتیم و افکار عمومی پاناما الآن فهمیده است و جنجال وسیعی در پاناما در مورد رفتن شاه مخلوع شروع شده است. من فکر می کنم که رئیس جمهور و دولت پاناما، این که اجازه دادند که شاه مخلوع پرواز کند برخلاف قوانین خودشان بود.»[١]
ضمیمه اول گزارش ٨٢
در گزارش روزنامة مجاهد از ملاقات مزبور، آمده است:
«امروز صبح برادر مجاهد، مسعود رجوی به دیدار خواهر مسلمان انقلابی، شهلا حریری مطلق که مورد ضرب وجرح ناجوانمردانة مرتجعین قرار گرفته است، شتافت. در این دیدار خواهر حریری به تشریح ماوقع جریان پرداخت. در زیر، قسمت هایی از صحبت های ایشان را که از نوار پیاده شده است می آوریم:[٢]
«... رئیس کمیته فهمیده بود که این پاسدار می خواهد مرا بزند. پاسدارهای دیگر را فرستاد توی خیابان تا جلوی او را بگیرند و من هم رفتم سوار یک پیکان شدم؛ ولی او آمد جلوی پیکان را گرفت. ... گفت پیاده شو. آمدم پایین و گفتم چی می گویی برادر، که ناگهان مشت از چپ و راست آمد توی صورتم؛ به طوری که خون سر و صورتم پاشید. ... در بیمارستان ... پاسدارها که ایستاده بودند خیلی متأثر می شدند. ... در کلانتری یک سروانی بود که گفت من زیر ورقه ات را امضا می کنم که این ها چه
[١] - مأخذ٣، ص٢.
[٢] نشریه "مجاهد"، شماره ٢٨، ٢٩/١٢/١٣٥٨، ص١.