روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٣ - روزشمار جنگ شنبه ٢ فروردین ١٣٥٩ ٥ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٢ مارس ١٩٨٠
ج: من تقریباً یقین داشتم که اگر به سازمان ملل متحد می رفتم یا کمیسیون تحقیق مأموریتش را به پایان می رساند، می توانستیم شاه را برگردانیم؛ ولی در هر بار و در لحظة سرنوشت ساز، اتفاقی می افتاد که تمامی تلاش های ما را به هدر می داد. و متأسفانه مسئولان آن، در همه جا هستند؛ چون مرکز تصمیم گیری واحدی وجود ندارد، بلکه مراکز بسیاری هستند. و وقتی که مسئولیت ها به این شکل تداخل پیدا می کند، دیگر دشوار است که بگوییم چه کسی مسئول می باشد.
س: به روابط خود با جهان عرب چگونه می نگرید؟
ج: در حال حاضر روابطی که با دولت های عربی داریم خوب نیست و این مطلب روشنی است؛ زیرا ما این دولت ها را مستقل نمی دانیم و بالاخره نمی خواهیم با آنها همکاری کنیم.
س: آیا به آن معنا نیست که شما اصولاً نمی خواهید روابط خوبی را با دولت های عربی برقرار سازید؟
ج: مشکل این نیست که ما می خواهیم یا نمی خواهیم، مشکل این است که آنان نمی خواهند؛ چون تصور می کنند ما بیمار خطرناکی هستیم که اگر درها را به روی ما باز بگذارند، این مرض به همه سرایت خواهد کرد.
س: اگر دولت های عربی، خود دست به ابتکار در برابر شما بزنند، آیا شما برای همکاری آنها آماده خواهید شد؟
ج: نمی توانم آمادگی برای همکاری با آنها را مورد تأیید قرار بدهم.
س: به طوری که اعلام کرده اید، یکی از انتقادات اساسی شما بر رژیم های عربی این است که این رژیم ها منتخب ملت های خود نبوده، بلکه متشکل از خاندان ها و گروه های حاکمی هستند که بدون نظر خواهی مردم به قدرت رسیده اند. آیا از نظر اصول امکان دارد با چنین رژیم هایی همکاری کنید؟
ج: من نمی توانم آن را مورد تأکید قرار دهم؛ زیرا ما یک اصل اساسی داریم و آن حق تعیین سرنوشت است که برای ما یک اصل استراتژیکی به شمار می رود. ما می توانیم به ملت ها کمک کنیم؛ البته نه کمک نظامی و مالی، بلکه به این طریق که به آنها نظامی را که می سازیم نشان دهیم تا با پیروی از آن بتوانند آزاد شوند و از دخالت دیگران در امور خود جلوگیری کنند.
س: اگر یک جنبش خلقی اسلامی در یک کشور عربی از شما کمک خواست، آیا تصمیم شما در این مورد، با توجه به شرایط جهانی و با توجه به روابط خود با آن کشور عربی مربوطه اتخاذ خواهد شد، یا این که شما نسبت به این مسئله دیدگاه اصولی دارید؟
ج: نه، نه، ما دیدگاه اصولی داریم و به طور قطع به چنین جنبشی کمک خواهیم نمود.
س: معروف است که شما اقدامات و کارهای شاه را رد می کنید. شاه سه جزیره خلیج یعنی تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی را اشغال کرده است؛ چرا این جزایر را تخلیه نمی کنید؟
ج: تخلیه؟ که چه کسی وارد آنها شود؟ این جزایر متعلق به چه کسی بود؟ متعلق به کسی نبود، من دیدگاه خودمان را برای شما از روی نقشه شرح می دهم. در جنوب، ابوظبی، قطر، عمان، دبی، کویت، عربستان سعودی قرار دارد؛ از نظر ما این کشورها وابسته به ایالات متحدة امریکا بوده و مستقل نمی باشند. در آن طرف خلیج، تنگة هرمز قرار دارد که از آن نفتکش ها می گذرند. آنان از انقلاب ما بیمناکند و اگر ما به آنان اجازه بدهیم این جزایر را به دست آورند، مآلاً بر این تنگه تسلط خواهند یافت؛ یعنی ایالات متحدة امریکا دست روی این تنگه خواهد انداخت. آیا امکان دارد ما این هدیه را به ایالات متحدة امریکا بدهیم؟ اگر همة کشورهای پیرامون خلیج، مستقل بودند، در آن صورت این مسئله مطرح نمی شد؛ زیرا میان همسایگان یک چنین مشکلاتی دربارة جزایر کوچک و کم مساحت مطرح نمی شود و در آن صورت ما این جزایر را به آنان پس می دادیم.
س: پس در نظر ندارید این جزایر را پس بدهید؟
ج: خیر، ابداً، بلکه برعکس می خواهیم خلیج فارس را از حضور امریکا و هرچه به ایالات متحدة امریکا وابسته است، پاکسازی کنیم.