روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٦٤ - روزشمار جنگ شنبه ٣٠ فروردین ١٣٥٩ ٣ جمادی الثانی ١٤٠٠ ١٩ آوریل ١٩٨٠
و علی الله فلیتوکل المومنون. مرگ بر امریکا شیطان بزرگ و پایگاه های داخلی اش، نابود باد پایگاه های امریکا در درون دانشگاه ها، برقرار باد جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی.»[١]
٧١٠
در بحران اخیر دانشگاه ها دانشجویان مسلمان هوادار نظام و پیرو امام، در قالب تشکل های انجمن های اسلامی و سازمان های دانشجویان مسلمان، در یک سوی جریان قرار دارند. طرف مقابل آنان را دانشجویان وابسته به گروه های مخالف به ویژه سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریک های فدایی خلق، سازمان پیکار در راه آزادی طبقة کارگر، و راه کارگر تشکیل می دهند. در این میان نقش دو سازمان مجاهدین خلق و چریک های فدایی خلق جدی تر است؛ به ویژه سازمان مجاهدین خلق در پوشش تشکیلات سراسری "انجمن دانشجویان مسلمان"[٢] عمده ترین نقش را دارا است؛ به گونه ای که با اندکی مسامحه، می توان نیروهای سازمان مجاهدین خلق را طرف مقابل انجمن های اسلامی دانشگاه ها محسوب کرد. از شمارة امروز نشریة مجاهد، دو مطلب دربارة حوادث دانشگاه ها انتخاب شده است و در این جا ارائه می شود که توجه به آنها می تواند نقش و جایگاه و نیز مواضع و عملکرد سازمان مزبور را در حوادث اخیر نشان دهد.
در صفحة اول این نشریه، عبارت " توطئة اغتشاش، آشوب و تعطیل دانشگاه ها،" به صورت بزرگ ترین تیتر صفحة اول جلب نظر می کند. بالای این عنوان، عبارت" انجمن های دانشجویان مسلمان دانشگاه ها و مدارس عالی افشا می کنند" درج شده است. این مطلب در واقع بیانیة شاخة دانشجویی این سازمان دربارة حوادث اخیر است که در آن، سازمان خود و گروه های چپ غیرمذهبی را جریان ترقی خواه، و هواداران نظام را جریانی ارتجاعی می خواند و چگونگی شکل گیری حرکت کنونی را با استفاده از اطلاعات نفوذی های خویش، به دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در "لانه" منتسب می کند.
در این بیانیه که با امضای "انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه ها و مدارس عالی تهران" ارائه شده[٣]^، چنین آمده است: افراد آغاز کنندة این جریان بعضی از عناصر انجمن های
[١] مأخذ ٥٥، ص ٦.
[٢] انتخاب این نام در واقع ترویج همان ایدة سازمان بود که صفت "اسلامی" را نه برای حرکت، نه برای حکومت و نه برای نهادهای آن قبول داشت؛ بلکه صرفاً تکیه بر مسلمان بودن افراد تشکیلات را کافی می شمرد؛ افراد مسلمانی که با رها کردن قید اسلامی در خط مشی و حتی در بسیاری از مبانی، به تدریج به سمت تشکل های غیرمذهبی کشیده می شدند و پس از مدتی ادبیات و تأکیدات و مفاهیم خاص آنها را اخذ می کردند و می پذیرفتند. با این حال، این صفت مسلمان بودن، در مرحلة جذب نیرو کارآیی زیادی داشت و به ویژه با توجه به سابقة نفوذ سازمان در خانواده ها و مجامع مذهبی، موجب پیشی گرفتن از گروه های غیرمذهبی رقیب می شد؛ به گونه ای که سازمان مزبور از نظر وسعت توده های هوادار، با سازمان های غیرمذهبی قابل مقایسه نبود؛ هوادارانی که با قید مسلمان بودن جذب می شدند، اما ابتدا در نام و سپس به تدریج در عمل، قید "اسلامی" بودن از حرکت آنها برداشته می شد.
[٣] ^ ضمیمه دارد؛ ضمیمه گزارش ٧١٠: متن کامل بیانیة شاخة دانشجویی سازمان مجاهدین خلق. ص١١٨٥