روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧١٠ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٠ فروردین ١٣٥٩٢٣ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٩ آوریل ١٩٨٠
سال ١٩٧٠، امپریالیسم فرتوت انگلیس مشاهده کرد ضعیف تر از آن است که در خلیج فارس حضور نظامی داشته باشد، نیروهای خود را از منطقه خارج کرد و این مصادف بود با سال هایی که ارتش ایران از جانب امپریالیسم امریکا، نامزد برعهده گرفتن همان وظایف استعماری ارتش انگلیس در منطقه گردیده بود. امپریالیسم امریکا به خصوص می کوشید وظیفة دفاع از تنگة هرمز که گلوگاه تمام کارتل های بین المللی نفت است، به دست "نیروهای نامطمئن" نیفتد.
خروج انگلیس هم زمان شد با اوج گیری جنبش انقلابی خلق عمان و تشدید جنگ مسلحانة خلق در ایالت ظفار. این نبرد قهرمانانه، با توجه به مجاورت عمان با تنگة هرمز، مستقیماً تهدیدی بود علیه سلطة امپریالیست ها و در رأس همه، امریکا. امپریالیسم امریکا که هیچ نیرویی سرسپرده تر و وابسته تر از ارتش شاه نمی شناخت، آن را با دستیاری مستشاران نظامی خود به ظفار گسیل داشت تا با جنبش انقلابی خلق عمان - جنبشی که می رفت در حساس ترین نقطة خلیج فارس سلطة امپریالیسم امریکا را در هم شکند - مقابله نماید و پیشرفت آن را سد کند. از سوی دیگر می باید سه جزیرة سنگلاخی و غیر مسکونی دهانة خلیج فارس، فوراً به اشغال ارتش ایران که سرسپرده ترین و در ضمن نیرومندترین ارتش منطقه بود، درآید، تا با تأسیس یک پایگاه نظامی مطمئن در آن جا، برای سرکوب جنبش انقلابی خلق های منطقه به ویژه بحرین و عمان، تدارک لازم را فراهم آورند. ...
همة دولت های مجاور خلیج فارس، گرچه در مورد سهم و نقش خود در خلیج فارس دائماً با یکدیگر درگیر بودند و اتهامات رنگارنگ به همدیگر وارد می آوردند، اما در این زمینه که خلیج فارس به حوضچة امنی برای صدور نفت و انبار کردن سلاح های امریکایی بدل شود، در این زمینه که جنبش های رهایی بخش منطقه با قاطعیت سرکوب شود، در این که همه چیز در خلیج، وابسته به امپریالیسم باشد، کاملاً اتفاق نظر داشتند و همیشه با همدیگر به تفاهم کامل می رسیدند. ...
در جریان معامله هایی که صورت گرفت، قرار شد رژیم شاه پای خود را از بحرین کنار بکشد و امور آن به شیخ مرتجع و سرسپردة محلی سپرده شود و به جای آن، جزایر سه گانه به اشغال ارتش ایران درآید. ضمناً به ارتش ایران این وظیفه محول گردید که جنبش انقلابی خلق عمان را سرکوب نماید تا بدین ترتیب " امنیت" منطقه، یعنی سلطة امپریالیسم امریکا کاملاً تأمین گردد. رژیم ایران ژاندارم خلیج شده بود و می بایست وظیفة دفاع از امنیت انحصارات امپریالیستی نفتی و میلیتاریستی را در خلیج فارس مستقیماً برعهده می گرفت و دقیقا ً به همین دلیل زمینه فراهم شد که ارتش ایران جزایر سه گانه را به پایگاهی برای سرکوب مبارزات خلق ها تبدیل نماید.
در آذر ١٣٥٠، ارتش شاه به یکباره با یک مانور ساختگی و مسخره، اعلام کرد که پس از برجاگذاشتن چند کشته، موفق به فتح جزایر شده است؛ حال آن که اصلا ً کسی وجود نداشت که در برابر ارتش ایران مقاومت کند. تنها شیخ شارجه بود که اعتراضکی کرد. اعتراض، ناشی از ترسی بود که شیخ نشین ها عموماً از توسعه طلبی رژیم شاه داشتند و همیشه شکایت آن را پیش