روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٤١ - روزشمار جنگ جمعه ٨ فروردین ١٣٥٩١١ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٨ مارس ١٩٨٠
قرار می دهند؛ از جمله "پاتریک وارسمن" از نویسندگان روزنامة فیگارو چاپ پاریس، مقاله ای با عنوان "وقتی گروگان ها صد ساله شوند" در شمارة امروز این روزنامه درج کرد. او در این مقاله ضمن ستایش از سادات و تقبیح دیگران در زمینة رفتار با شاه، از رفتار منفعلانة کارتر در مورد ایران در موضوع گروگان گیری، انتقاد کرد و به نحوی تحریک کننده، امریکا را به مقابلة شدید با ایران فرا خواند.
وی می نویسد: «من کم ترین علاقه ای به نوشتن دوبارة تاریخ ندارم و نمی خواهم ثابت کنم که رژیم شاه کامل و بدون عیب بوده است؛ چون چنین کاری غیرواقعی، اشتباه آمیز و احمقانه می باشد. از طرفی نیز قادر نیستم از احساس نفرت و بیزاری که با مشاهدة فلاکت پادشاهی که تا دیروز تمام غرب تملقش را می گفت و چاپلوسی اش را می کرد، ولی امروز مانند یک طاعون گرفته از او روی بر می گرداند، چشم پوشی کنم. کجا هستند مهمانان بسیار خشنود جشن های تخت جمشید؟ کجایند رهبران اروپایی که به محمدرضا طراح "بزرگ ترین تجدید حیات ملی" تعظیم می کردند؟ و کجا است جیمی کارتر عاقبت اندیش که تنها ٢٧ ماه از تعظیم بلندبالایش به وفادارترین یار و هم پیمان و طرفدار غرب در کاخ سلطنتی نیاوران می گذرد؟»
وی سپس انور سادات را سپاس می گوید که "بدون این که از افراطیون اسلام هراسی داشته باشد،" شاه مخلوع را با آغوشی باز در سرزمین خود پذیرفت.
نویسنده در ادامه، پس از انتقاد به ناسپاسی غرب که به همین جا هم ختم نمی شود" به موضوع گروگان های امریکایی می پردازد و می نویسد: «اگر ٥٠ دیپلمات امریکایی هنوز در سفارت زندانی هستند، تنها به این دلیل است که جیمی کارتر قوة ابتکار و ارادة کافی برای آزاد کردن آنها را نداشته و در واقع، امریکا در این مورد مرتکب سه اشتباه اساسی شده است: اول این که امریکا هیچ گاه نباید اجازه می داد که با مقامات تهران در مورد شرایط آزادی ٥٠ گروگان مذاکراتی صورت گیرد؛ چون امریکا با این کار خود، عمل گروگان گیری را به رسمیت شمرد و باعث سربلندی دانشجویان اسلامی شده است. ... دوم این که امریکا هیچ گاه نمی بایست تعهد می کرد که کمیسیون رسیدگی به جنایات شاه را که بر حسب تصادف، کمیسیون رسیدگی به قرار و مدارهای میان واشنگتن و خاندان پهلوی نیز بوده است، به تهران بفرستد.»
در این جا نویسنده استدلال می کند: «هنگامی که پنج قاضی با شهرتی جهانی قبول می کنند که ظرف ١٦ روز، ٣٨ سال سلطنت را "مورد بررسی و قضاوت" قرار دهند و با سرعت، از سه یا چهار مرکز شکنجة ساواک - که به همین منظور از قبل آماده شده است - بازدید به عمل می آورند و با ده ها ناقص العضو مجهول الهویه (قربانی جنایات شاه) - که از صحبت کردن در مورد مصیبت هاشان سیر نمی شوند - ملاقات می نمایند و حدود یک ربع ساعت در قبرستان شهدای انقلاب توقف می کنند و بالاخره پس از روزها انتظار برای ملاقات گروگان ها، بی نتیجه مجبور به ترک کشور می شوند، آیا همة اینها جز مسخره بازی و مزاح