روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٣٤ - روزشمار جنگ جمعه ٢٩ فروردین ١٣٥٩ ٢ جمادی الثانی ١٤٠٠ ١٨ آوریل ١٩٨٠
رولو می افزاید: «نورالدین کیانوری دبیرکل حزب تودة ایران، دلایل نگرانی های خود را بیش تر متوجه "دسایس امپریالیسم امریکا و متحدانش" می کند تا ناتوانی های رژیم تهران.»
در ادامة مقدمة مزبور، گزارشی از وضع امروزی حزب توده در ایران درج شده و ضمن آن آمده است: «روزنامة مردم، ارگان حزب تودة ایران، حجب و حیای روزهای اول را از دست داده است. این روزنامه خیلی موذیانه به مشاجرة قلمی با روزنامه های مذهبی می پردازد و در این کار نه به اعضای دولت اهمیتی می دهد و نه شورای انقلاب ... فقط هنگامی که از رئیس جمهور که پس از قطب زاده هدف اساسی می باشد، انتقاد می کند، جنبة تهاجمی به خود می گیرد؛ چرا که به نظر این روزنامه، این دو متهم هستند که ناخواسته به امپریالیسم کمک می کنند. ... وی [کیانوری] عقیده دارد که "امام خمینی در مورد کمک برادرانة شوروی به ملت افغانستان نظر خودش را دارد و ما هم نظر خودمان را؛ ولی باید دید امام در چه شرایطی قرار داشته که این سخنان را گفته است. به نظر ما دو عامل در این جا نقش اساسی دارند: یکی ناراحتی قلبی وی که او را از واقعیات سیاسی روز دور نگاهداشته و دیگری انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر که عقاید ضدکمونیستی و ضدشوروی وی معروف است.[١]
بخشی از مصاحبة مفصل اریک رولو با کیانوری چنین است:
س: «بعضی ها مدعی هستند "دانشجویان مسلمانی" که گروگان ها را در اختیار خود دارند، تحت نفوذ حزب توده هستند. نظرتان در این مورد چیست؟»
ج: «این مسئله بسیار خنده دار است. دانشجویان مسلمان از هرگونه تماسی با ما خودداری می کنند و تا بدان جا پیش رفته اند که حتی به خبرنگاران روزنامة مردم اجازة شرکت در کنفرانس های مطبوعاتی خود را نداده اند. به این بهانه که تیراژ روزنامة ما (٤٠هزار خواننده) به اندازة کافی بالا نمی باشد؛ در حالی که نمایندگان روزنامة جمهوری اسلامی که تعداد خوانندگانشان کم تر است، آزادند که در سفارت امریکا حضور یابند. بر همه آشکار است که دانشجویان با اطرافیان امام و روحانیون ضدامپریالیسم حوزة علمیه قم به طور مستقیم یا غیرمستقیم، توسط یکی از شخصیت های برجستة این حوزه، "حجت الاسلام خوئینی"، در ارتباط هستند.»
س: «آیا شما با حجت الاسلام خوئینی هیچ گونه ارتباطی دارید؟»
ج: «خیر؛ ولی با سایر رهبران روحانی روابطی داریم. این روابط شفاهاً یا کتباً می باشد. برخی از آنها دیدگاه ها و تحلیل های ما را مورد توجه قرار می دهند؛ ولی بدون شک اختلافاتی در پاره ای مسائل پدید می آید که ما را از هم جدا می سازد؛ حتی در میان روحانیونی که بیش از همه ضدامپریالیست هستند، یک جوهر ضدکمونیستی هم می توان یافت؛ ولی این مسئله نباید مانعی را برای همکاری های احتمالی پدید آورد. ... این بدان معنا است که روحانیت یک بافت یکپارچه نمی باشد؛ بلکه مجموعه ای است از عقاید گوناگون که حتی مرتجعین را نیز شامل می شود.»
س: «مع الوصف، امام خمینی آشکارا از روحانیت دفاع می کند؛ در حالی که از مردم می خواهد گوش به آنهایی که روحانیون را مرتجعین می خوانند فرا ندهند. ...»
ج: «امام جز این، کار دیگری نمی تواند بکند. نقش شومی را که بعضی از نهادهای انقلابی ایفا می کنند (کمیته های اسلامی، پاسداران، بنیاد مستضعفین،...) مردم را ناراضی کرده است و احتمال این خطر وجود دارد که مجموعة روحانیت و تشکیلات سیاسی چون حزب جمهوری اسلامی را بی اعتبار سازد؛ به همین دلیل نیز می باشد که امام با حمایت خود از جامعة روحانیت درخواست می کند که یک پاکسازی اساسی در تمام نهادها و سازمان های جمهوری اسلامی صورت گیرد.»[٢]
[١] همان.
[٢] همان، ص ٣٤ و ٣٥، روزنامه لوموند، ١٨ آوریل ١٩٨٠ (٢٩/١/١٣٥٩).