روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٣٠ - روزشمار جنگ یکشنبه ٣ فروردین ١٣٥٩٦ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٣ مارس ١٩٨٠
آیت الله خمینی قدرت تصمیم گیری نداشت. با وجود این، در طول ماه ژانویه ما توانستیم راه ارتباطی تازه ای با تهران باز کنیم که موجب زنده شدن فکر تشکیل کمیسیون بین المللی شد و در ماه مارس تا آستانة موفقیت پیش رفت. این راه ارتباطی تازه، به وسیلة هامیلتون جوردن رئیس ستاد کاخ سفید گشوده شد. جوردن که در جریان امضای قرارداد کانال پاناما، با رهبران پاناما روابط دوستانه ای برقرار کرده بود و در انتقال شاه به پاناما هم نقش مؤثری بازی کرد، از طریق پانامایی ها با یک وکیل فرانسوی به نام "کریستیان بورگه" و یک بازرگان آرژانتینی به نام "هکتور ویلالون" - که با بعضی از اعضای شورای انقلاب ایران روابط نزدیک داشتند - تماس برقرار کرد. من در مورد امکان نتیجه بخش بودن این تما س ها تردید داشتم؛ ولی از آن جا که نمی خواستیم کم ترین شانس در راه حل این مسئله را از دست بدهیم، با ادامة این تماس ها موافقت شد. با موافقت پرزیدنت کارتر، روز ١٨ ژانویه هامیلتون جوردن و هال ساندرس برای یک ملاقات محرمانه با بورگه و ویلالون، به لندن رفتند و این دیدار آغاز یک رشته مذاکرات طولانی و ملاقات های محرمانه برای حل مسئله گروگان گیری بود. این اقدام ها پس از دو ماه به بن بست رسید و عزیمت شاه از پاناما در روز ٢٣ مارس که اقدامات دولت ایران را برای استرداد او از طرف دولت پاناما، عقیم گذاشت، نقطة پایان این ماجرا بود.»[١]
ضمیمه اول گزارش ٢٦
تفسیر امروز رادیو آلبانی با عنوان "تهدیدهای امپریالیسم امریکا خلق های ایران را به زانو درنخواهد آورد" از جهت ادبیات سیاسی و تأکیدات، ترکیبی است از ادبیات و تأکیدات برخی حامیان داخلی اشغال لانه؛[٢] به همین جهت نمونه ای شایان ذکر محسوب می شود. متن گفتار مزبور که در بخش فارسی رادیو آلبانی پخش شد، به قرار زیر است:
«هنگامی که خلق ایران، دلاورانه پیکار ضدّامپریالیستی خود را برای برآورده ساختن کامل خواست های درست خود پی می گیرد، امپریالیسم امریکا بر کارزار دشمنانة خود افزوده است. برژینسکی یکی از مشاوران نزدیک کارتر، چند روز پیش گفت که ایالات متحدة امریکا روش های دیگری را نیز به کار خواهد گرفت تا به اصطلاح، بحران ایران را حل کند. "لوگار" سناتور امریکایی، با ذکر مواردی از جمله محاصرة نظامی، مین گذاری بندرها و قطع کامل روابط بازرگانی از طریق آماده ساختن تجاوز نظامی بر ضد ایران، این روش ها را روشن تر بیان کرد.
از سوی دیگر، شانتاژهای نظامی همچنان ادامه دارد. ناوگان نظامی امریکا طول و عرض کرانه های ایران را می پیماید. واشنگتن نفرات جدیدی برای تقویت پایگاه های نظامی موجود و برپا کردن پایگاه های جدید گسیل می دارد. تمامی کوشش های واشنگتن، برای سرکوب انقلاب ایران و به زانو درآوردن خلق دلاور آن است که در راه آزادی، از خود می گذرند، و نیز در جهت آن است که خلق را به کنار گذاشتن خواسته های خود وادار می کند.
امپریالیست های امریکایی با کاربرد تهدید و شانتاژ، در پی آن هستند که سیر رویدادهای ایران را به بیراهه بکشانند و پایگاه های استعماری از دست رفتة خود را برای چپاول نفت ایران، دوباره به چنگ آورند و از اوج گیری موج ضد امریکایی در سراسر حوزة خلیج(فارس) جلوگیری کنند؛ ولی آنها در حساب های خود دچار اشتباه شده اند. منافع تنگ نظرانه و استعماری امپریالیست های امریکایی، آنها را کور ساخته است؛ از این رو قادر به دیدن سرسختی خلق ایران برای دفاع از آزادی، استقلال و منافع کشور نیستند. خلق ایران از تهدیدهای امپریالیست ها ترسی به خود راه نمی دهد و مبارزه را پیگیرانه به جلو می برد. امپریالیست های امریکایی در گذشته به هر کاری دست زده اند تا انقلاب را فرو نشانند و شاه
[١] سایروس ونس و برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی (بی جا، انتشارات هفته، ١٣٦٢) ص ٨٦ و ٨٧.
[٢] از جمله این حامیان، حزب توده، سازمان چریک های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و سازمان توفان هستند. نوع اعلام نظر هر کدام از این گروه ها - که در برخورد با نظام و ماجرای لانه اختلافاتی با هم دارند - مشابه قسمتی از این تفسیر است.