روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٨٤ - روزشمار جنگ شنبه ٩ فروردین ١٣٥٩١٢ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٩ مارس ١٩٨٠
چندان عجیب نیست اگر شورای مدیریت رادیو تلویزیون، انتقاد بر برنامه های خود را مقوله ای غیرعلمی و بی انطباق با سنجش افکار عمومی بدانند. حتی ممکن است ما را دعوت کنند که لختی پای تلفن ٢٩٠٠٠٠ آنها بنشینیم و اوج درخواست های مردم! را برای پخش صدای خواننده های طاغوتی، از نزدیک بشنویم... می توان برای یک لحظه این فرض محال را کرد که همة مردم ایران پس از انقلاب، یعنی همة آن مردمی که فریاد الله اکبر و لااله الاالله می کشیدند، خواستار شنیدن و دیدن برنامه های تفریحی سالم و هنر برای مردم! دوران طاغوت باشند؛ آیا در صورت اطلاع از الفبای اسلام، باید اجازة پخش چنین برنامه هایی از تصویب شورای مدیریت رادیو تلویزیون بگذرد؟ مگر نه آن که در اسلام، ملاک، حقانیت است نه اکثریت؟ آیا حق آن است که نوجوانان و جوانان زیاد و معصومی را به همین دلیل به طرف تخدیر مغزها و میل های کاذب سوق داد؟»
در ادامة یادداشت، راه حل هایی به این شرح ارائه می شود: رادیو تلویزیون باید از افراد ناصالح و غیرمؤمن به انقلاب پاکسازی شود؛ ایدئولوژی انقلاب را در قالب برنامه های دقیق و حساب شده به مردم تفهیم کند؛ احساس مسئولیت را در جوانان رشد دهد؛ اگر شورا خود را مجبور می بیند که حتماً برنامه ها را پر کند و چند ساعت در روز برنامه داشته باشد، باید از دستاوردهای هنری کشورهای جهان سومی که آزاد گشته اند استفاده کند؛ گروه های تولیدی به بیرون از استودیوها فرستاده شود تا این هنرمندان، سوژه های خود را در کوچه و بازارها و خلق مستضعف بیابند و عوض زنده ساختن خرافات عهد بوقی (شبیه برنامه های شب چهارشنبه سوری) از سنت های زنده و پویای مردمی الهام بگیرند.
نویسندة مقاله سپس می افزاید: «عوض این قیافه های ترگل ورگل با کراوات های آنچنانی و فضای آنچنانی تر - که بوی عطر و ادکلن را از پشت شیشة تلویزیون، به داخل حلبی آبادهای گوشه و کنار این مملکت جاری می سازد - قیافه هایی را بگذارید که لااقل پوشششان و طرز آرایششان به همین مردم متوسط کوچه و بازار وسط شهر - نمی گوییم جنوب شهر - شبیه باشد، و این همه شدنی نیست جز آن که افرادی در شورای رادیو و تلویزیون شرکت داشته باشند که نه تحت تأثیر فرهنگ غربی، بلکه متأثر از نظامی باشند که حضرت علی(ع) آن را با شکل و شیوة زندگی خود ارائه می دهد. کسی که در انقلاب شرکت نجسته و درد خلق را به جان خود سرازیر نکرده و با گریة مردم نگریسته و با خندة آنان نخندیده است، و کسی که شکوه روز خونین ١٧ شهریور را با تمام رگ و پوست خود حس نکرده است، و کسی که رنج تازیانه های رژیم جبار را بر گرده های خود و برادرانش در تمام ایران حس نکرده است، چنین کسی برای این شورا مناسب نیست و نخواهد بود و ریشة این همه کج روی و اهمال کاری، نه در مجریان که در گردانندگان است.»[١]
از سوی دیگر، همین امروز در روزنامة انقلاب اسلامی ارگان جریان بنی صدر، مقالة نسبتاً
[١] مأخذ ٦٣، ص٥.