روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٢٩ - روزشمار جنگ یکشنبه ٣ فروردین ١٣٥٩٦ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٣ مارس ١٩٨٠
ایده آل آیت الله روح الله خمینی، ظاهراً نمی تواند به دست تحصیل کرده های غرب که دینداری آنها احتمالاً مورد تردید است، تحقق پذیرد. حزب جمهوری اسلامی در فرایند خویش، به جای آن که اسلام را جایگاهی جهت وحدت مردم ایران قرار دهد، با تبدیل آن به یک صحنةسیاسی حزبی، خود، رهبر واقعی خویش آیت الله خمینی را منزوی می کند. حقیقت این است که آخوندها می خواهند اهرم های واقعی قدرت را زیر کنترل داشته باشند. وقتی مجلس به این ترتیب تشکیل می شود، رئیس جمهوری یا باید با حزب جمهوری اسلامی خود را هماهنگ سازد و یا با جبهة وسیع مخالف کل تشکیلات موجود، متحد شود. بنی صدر احتمالاً تا زمانی که توازن جاری نیروها به نفع حزب جمهوری اسلامی ادامه دارد، در طرف امن باقی می ماند. مرکز سیاست ایران هنوز در خیابان ها است. حزب جمهوری اسلامی با بیش از هشتاد هزار کادر عمامه دار که فعالیت آنها در مساجد و معابد سراسر کشور انجام می گیرد، در وضع حاضر حکومتی "موبوکراتیک" غیرقابل شکست است. این حزب می تواند رقبای خود را هم از طریق تبلیغات وسیع و هم از طریق اعزام طرفداران سخت متعصب حزب الله (پارتیزان های خدا) - که با ساطور و زنجیرهای مخصوص وارد بحث می شوند - مغلوب سازد و اگر لازم باشد، مجادله های قوی تری را هم می تواند به کار برد.
مجلس اسلامی معجونی خواهد بود. نمایندگان این مجلس را رؤسای قبایل، افسران سابق، وکلای اسلامی و کارگران کارخانه ها تشکیل می دهند. مجلس حالت تنفر و ترس از خارجی را پیدا خواهد کرد و احساسات ضد کمونیستی به تدریج جای حالت ضد امریکایی را خواهد گرفت. بیش تر آنهایی که انتخاب شده اند، مشهود است که رؤیاهای تصویر ضد چپی "سن بارتلی" را در سر می پرورانند. آنها رؤیای نسخة دیگری از اسلام میهنی الهام گرفته از عقاید قدرت میهنی "پرونیست ها" را در سر دارند و مدتی طولانی است که چپی ها را دشمنان طبیعی خود می دانند.
دربارة روابط خارجی ایران، بیانات ضد امریکایی آخوندها نشان نمی دهد که این موضع آنها دوام داشته باشد. دخالت شوروی در افغانستان به دنبال کشتار ده هزار آخوند به دست دولت کمونیست دست نشانده، از جانب رهبران حزب جمهوری اسلامی مدام به عنوان دروس ناخوشایند برای اسلام اشاره می شود.»[١]
^ ^ ^
ضمیمه گزارش ٢٣
حضور شاه در پاناما و خروج امروز وی، به معنای پایان یک دوره و آغاز دوره ای دیگر در ماجرای گروگان گیری است. در این باره سایروس ونس وزیر خارجة وقت امریکا یادداشت هایی دارد که در توضیح این موضوع مفید است. وی در این زمینه چنین می نویسد:
«در اواسط ژانویة سال ١٩٨٠، به علت عدم امکان ارتباط مستقیم با رهبران ایران، تلاش های ما برای مذاکره با مقام های ایرانی به نتیجه نرسید. در ایران هرج و مرج حکمفرما بود و هیچ کس جز شخص
[١] - وزارت ارشاد ملی، نشریه "بررسی مطبوعات جهان"، ١٨/١/١٣٥٩، ص ٢٠ تا ٢٣، هرالدتریبون چاپ فرانسه، ٣/١/١٣٥٩.