روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٦٧ - روزشمار جنگ دوشنبه ١١ فروردین ١٣٥٩١٤ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٣١ مارس ١٩٨٠
دشمنی در نیاورد که هیچ، با آن وارد مذاکرة مستقیم شود! پس از چنین دهن کجی به مبانی انقلاب، مردم مسلمان ایران باید از اعتبار انقلابی خود بگذرد!
٦. از روند مذاکراتی که برای "حل صلح جویانة مسئلة افغانستان" آغاز شده، بوی تعفن سازش بر سر خون هزاران شهید افغانستان می آید. اگر دولت "انقلابی" ایران از ترس ناخدایان غرب و زیر شانتاژ زورگویان شرق، حاضر به لگدمال کردن خون هزاران شهید دلیر افغان شود، و اگر مجاهدین افغانستان با از دست دادن دلگرمی یی چون انقلاب اسلامی ایران، دلسرد شوند و شور انقلاب در افغانستان فروکش کند، چه کسی مسئولیت عواقب خونبار آن را به عهده خواهد گرفت. مللی که زیر پای جهانخواران شرق دست و پا می زنند، می دانند که اگر ملتی اسیر به چنگ این نامردمان، انقلاب کنند، چاره ای جز به ثمر رساندن انقلابشان ندارند، و گرنه، اگر شور انقلاب در میان آنها فروکش کند و خصم موفق به سرکوبشان شود، بسنده نخواهد کرد و کشتارهای تاریخی به راه خواهد انداخت تا ریشة اعتراض را خشک کند. شکست انقلاب اسلامی ایران این چنین عاقبت تلخی را هشدار خواهد داد.
تجربة مذاکره با شوروی برای "حل صلح جویانة مسئلة افغانستان" گامی است در ناکجا آباد فراموشی یاد خدا. اگر مسئولین وزارت خارجه، تنها به وجود یک قدرت فائقة حاکم بر جهان (و آن نیز الله) معتقد بودند و اگر به یاری حق ایمان داشتند، از ترس این که صدای پای ابرقدرتی در منطقه می آید، به جای توکل بر خدا، دامن خود را به نجاست سازش با ابرقدرتی دیگر نمی آلودند.
به هر حال امیدواریم که این اولین قدم، آخرین قدمی باشد که وزارت خارجه در فراموشخانة دیپلماسی جهان می زند و امیدواریم که کج اندیشی و انحرافی که در برخورد این وزارتخانه با انقلاب اسلامی افغانستان دیده می شود، در مرحلة حرف بماند و هیچ گاه - خدای ناکرده - جامة عمل به خودش نگیرد.»[١]
١٩٦
مجلة اشپیگل در شمارة امروز خود (٣١ مارس ١٩٨٠) مصاحبه ای با ببرک کارمل رئیس جمهوری افغانستان انجام داده است. بنا به نوشتة مترجمان (وزارت ارشاد) قسمت هایی از آن مربوط به ایران است که به این شرح می باشد:
اشپیگل: منافع دوجانبة شوروی و افغانستان کدامند؟
کارمل: پس از انقلاب آوریل ١٩٧٨ که مفهوم آن یک انقلاب ناسیونال - دمکراسی، ضد فئودال و ضد امپریالیستی بود، کلیة قدرت های ارتجاعی در منطقه و سازمان سیا و نیروهای امپریالیستی جهانی مخصوصاًَ امریکا، در یک جبهة نامقدس بر ضد پیروزی های این انقلاب متحد شدند. این دشمنان آزادی و استقلال، توطئة بزرگی بر ضد افغانستان طراحی می کردند و این زمانی بود که مذاکرات تشنج زدایی و اصول صلح
[١] مأخذ ١٥،ص١٢.