روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٦٨ - روزشمار جنگ سه شنبه ١٩ فروردین ١٣٥٩٢٢ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٨ آوریل ١٩٨٠
گزارش همچنین از وقوع درگیری و تیر اندازی پراکنده بین نیروهای نظامی و افراد مسلح در کوه های اطراف حکایت می کند.[١]
دربارة حادثة مزبور، مرکز فرماندهی سپاه گزارش حادثه را با امضای "فرماندهی عملیات، ابوشریف"، به این نحو برای ستاد مشترک ارتش ارسال کرد: «طبق خبر واصله از سپاه عملیاتی غرب، در ساعت ٤ بعدازظهر روز سه شنبه ١٩/١/١٣٥٩، افراد مسلح حزب دمکرات، همراه مزدوران بعث عراق، با خمپاره و سلاح سنگین به پاوه و ستاد عملیات سپاه حمله بردند که در جواب این حمله، ارتش و سپاه و مردم پاوه به این درگیری که سه ساعت طول کشید، قاطعانه پاسخ دادند.»[٢]
٣٩١
موضوع " کردستان" یکی از محوری ترین موضوعات مورد توجه گروه های مارکسیستی است. عموم این گروه ها، به بحران قومی کردستان به صورت "فرصتی مغتنم" نگاه می کنند؛ فرصتی که می توانند با اتکا به آن، و به بهانة حواشی متعدد آن، در یک رویارویی تبلیغاتی و سیاسی، سازمان و مواضع خود را مطرح کنند. در این میان، حزب توده یک استثنا است که شیوة خاص خود را دارد و متفاوت با بقیة گروه ها حرکت می کند. از شماره های امروز دو نشریة ارگان گروه های مارکسیستی، دو مطلب انتخاب شده است. این مطالب نمونه ای از نوع تفاوت برخورد یاد شده را نشان می دهند.
مطلب اول که نمونه ای از مواضع عام گروه های مارکسیستی است، از شمارة امروز نشریة رهایی انتخاب شده است. این نشریه ارگان گروهی است که با عنوان "سازمان وحدت کمونیستی" فعالیت می کند. در این نشریه، در مقاله ای با عنوان "کردستان، تدارک جنگی جدید" آمده است:
آیا دولت قادر است جنگ تمام عیاری را آن طور که در مخیله می پروراند، در کردستان به راه اندازد؟ به نظر می رسد که جواب به این سؤال لااقل در حال حاضر مورد تردید است و دلیل این است که دولت، دیگر نمی تواند افکار عمومی ایران را بر علیه کردستان برانگیزد. دیگر از بسیج توده های میلیونی به سوی کردستان و جنگ با کفار خبری نیست. در یک کلام، دولت قادر نیست پشتوانة توده ای مناسبی برای جنگ کردستان پیدا کند.[٣]
مطلب دوم از شمارة امروز نامة مردم، ارگان حزب تودة ایران، انتخاب شده است. این مطلب، نمونه ای گویا از نوع برخورد مطبوعاتی و علنی حزب توده با مسائل کردستان است. چارچوب این مشی، افشای جریان های ضدانقلابی راست وابسته به رژیم گذشته و نیز جریان های مائوئیستی نظیر کومه له است. حزب توده می کوشد از اینان با عنوان "ضدانقلاب"یاد کند و به شدت آنان را محکوم و افشا نماید؛ امّا رفتار و مواضع جریان های قومی مانند حزب دمکرات[٤] یا شاخه های امثال سازمان چریک های فدایی خلق را عمدتاً
[١] همان.
[٢] سند شماره ٠٦٣٣٢٦ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام، از مرکز فرماندهی سپاه، به سماجا ٣ - مرکز فرماندهی، ٢٠/١/١٣٥٩.
[٣] نشریه "رهایی" (ارگان سازمان وحدت کمونیستی)، شماره ٢٨، ١٩/١/١٣٥٩، ص١٤.
[٤] بعدها مشخص شد که حزب توده در داخل حزب دمکرات کردستان نفوذ جدی داشته است که سرانجام به انشعابی تحت عنوان پیروان کنگرة چهارم (به رهبری غنی بلوریان) منجر شد؛ نظیر سازمان چریک های فدایی خلق که به دو شاخه اکثریت و اقلیت تبدیل شد.