روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٧٩ - روزشمار جنگ شنبه ٩ فروردین ١٣٥٩١٢ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٩ مارس ١٩٨٠
بنی صدر در داخل ایران به شمار می رود. به گفتة یکی از مقامات بلندپایة کشوری در تهران که هر دو آنها را خوب می شناسد، بهشتی به بنی صدر اجازه نمی دهد که آرام بنشیند و از مقام خود لذت ببرد.
مخالفت آنها بیش تر عقیدتی است تا شخصی. بنی صدر علی رغم تحصیلاتش در سوربن، یک مسلمان فداکار معمولی است که معتقد است پاسخ تمام مشکلات ایران را می توان در اسلام یافت. بهشتی علی رغم لباس و عنوان روحانی اش، یک سیاست مدار حیله گر اهل عمل است که از ایدئولوژی به عنوان عامل قدرت استفاده می کند. ٢٠ سال پیش، بهشتی یک نویسندة متون مذهبی برای دبستان های دولتی ایران بود. یک استاد دانشگاه که وی را از آن موقع می شناسد می گوید که او هرگز با کسی مجادله نمی کرد و به نظر می رسید که وی معتقد است همه درست می گویند. بهشتی ظاهراً قادر است عقاید متضاد را تأیید کند، بدون آن که خود را تسلیم یکی از آن دو بنماید. وی متخصص دو پهلو بودن است.»[١]
در قسمتی دیگر از مقاله "تایم" آمده است:
«بهشتی در سال ١٩٧٠، زمانی که شاه تلاش می کرد تمام مخالفین رژیمش را ریشه کن کند، به ایران بازگشت. معاشران وی در آن زمان اظهار می دارند که بهشتی خودش را درگیر نمی کرد. یکی از روحانیون همکار بهشتی می گوید:"بهشتی هرگز جانب کسی را نمی گیرد. این مرد، باهوش، لایق، بصیر و روحانی بود؛ اما درستی سیاست وی مورد شک و تردید است." دوسال پیش با اوج گیری مخالفت علیه شاه، بهشتی بالاخره به نیرویی که توسط آیت الله روح الله خمینی هدایت می شد و خواستار پایان بخشیدن به شاهنشاهی بود، پیوست؛ اما حتی در آن موقع بهشتی سعی می کرد شرایط خود را حفظ کند.
در دوران انقلاب او تلاش نمود اطمینان بدهد که وسایل قدرت شاه یعنی پلیس مخفی و ارتش همچنان دست نخورده باقی خواهد ماند و فقط این بار با روحانیون بیعت خواهند نمود. وی همچنین سعی کرد تا ترتیب ملاقات شاهپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه، با آیت الله خمینی را فراهم نماید؛ اما آیت الله صریحاً مخالفت نمود. بهشتی به عنوان رهبر حزب جمهوری اسلامی، مسئول اصلی استعفای مهدی بازرگان اولین نخست وزیر ایران بعد از انقلاب بود که نه بخشیده شده و نه فراموش گردیده است. بهشتی اشغال سفارت امریکا توسط مبارزین را مورد تأیید قرار داد و از مخالفت آنها با تحویل گروگان ها به دولت پشتیبانی نمود، و به اعتقاد خیلی از ایرانی ها، بهشتی یک بار دیگر بیش تر تحت تأثیر مصلحت بود تا ایدئولوژی، و اگر به نظر برسد که قضیة دانشجویان شکست خورده است، وی به راحتی می تواند آنها را ترک گوید. ناظران اشاره می کنند به این که بهشتی هرگز اجازه نداده است مرامنامه حزبش انتشار یابد. یکی از منتقدان می گوید: او نمی خواهد خود را در یک چارچوب محکم گرفتار کند. او باید با مقتضیات حرکت کند. برای بهشتی و یا حزبش پایانی متصور نیست.»[٢]
[١] اداره کل مطبوعات و رسانه های خارجی وزارت ارشاد ملی، نشریه "بررسی روزانه مطبوعات جهان"، ٩/١/١٣٥٩، ص٢١، مجله تایم، چاپ امریکا، ١/١/١٣٥٩.
[٢] همان، ص ٢٢.