روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٩٤ - روزشمار جنگ شنبه ٩ فروردین ١٣٥٩١٢ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٩ مارس ١٩٨٠
می کنند و من خودم که در رأس یک ستون به اشنویه رفتم، در جلوی ما قربانی کردند و استقبال کردند؛ ولی هیچ وقت نیروهای داوطلب جوانمرد و مجاهدین را قبول نداشتند و حالا ارتش به مناطقی که باید می رفت، متأسفانه با مقاومت شدید افراد مسلح روبه رو شده و حتی گفته شده که ارتش نباید وارد منطقه شود، و این واقعاً برای ما قابل قبول نیست؛ زیرا این معنی ندارد که عده ای مسلح غیردولتی جلوی ارتش را بگیرند و در واقع یک نوع دولت در دولت است. این مسئله منجر به درگیری در درة قاسملو شده و نواحی دیگر، که بدبختانه تعدادی تلفات داشته؛ بنابراین، درگیری به خاطر ورود ارتش به منطقه است.
در رابطه با مسئلة فئودال ها باید بگویم که ما سال گذشته اعلام کردیم افرادی که به هر ترتیبی در منطقه مسلح شده باشند، اگر غیرنظامی هستند به هیچ وجه قابل قبول نیست و خلع سلاح آنها مطرح بود. البته فئودال و خان ها تحریکاتی از چند وقت پیش در منطقه می کردند و برای حفظ موجودیت خودشان ]بود؛ چرا[ که ما اینها را می شناسیم و ارتش هم هیچ وقت به عنوان دفاع از اینها اقدامی نکرده، و این که حزب دمکرات گفته درگیری از طرف دهقان ها بوده بر علیه خان ها، این طور نبوده؛ بلکه افراد حزب دمکرات بود که به بعضی از گروهان های ژاندارمری و افراد داوطلب محلی علیه اینها تحریکاتی انجام می دادند و حملاتی می کردند. البته افراد داوطلب محلی به نام پاگروهان ها به درد نمی خوردند و ترکیب بسیار غلطی بوده و این جوانمردان اصلاً به هیج دردی نمی خوردند و ما بیش از هر گروه دیگر مدافع دهقانان و کارگران هستیم و خواهیم بود و یکی از برنامه هایی که از روز اول اعلام شده این است که تمام خوانین که زارعین را از دهات بیرون رانده اند، ]آن زارعین[ باید به مزارع خود برگردانده شوند؛ ولی متأسفانه یک هفته بعد از اعلام این مسئله، جنگ سرو را به وجود آوردند و نگذاشتند ما این برنامه را اجرا کنیم و تمام اکراد در آن موقع همکاری کردند و جنگ سرو را راه انداختند که ادامة آن تا مهاباد کشیده شد. حالا کسانی در همین منطقة "برادوست" هستند که نمایندة حزب دمکرات هستند و بسیاری از زارعین را از آن جا بیرون کرده اند و من وقتی در مورد دهقانان آواره شده در ارومیه، تحقیق می کنم، می بینم که اربابشان یکی از وابستگان مرکزی و اعضای حزب دمکرات است و به همین خاطر هیچ کدامشان از ترس دستگیری به شهر نمی آیند و من فکر می کنم که همین ها هستند که تحریکاتی انجام می دهند تا ما مشغول شویم و نتوانیم کاری انجام دهیم؛ و الا این از هدف های ما است که دست ظالمین را از سر زارعین کوتاه کنیم. و من آن روز در میدان شهر به خوانین اخطار کردم به همین کسانی که در برادوست ]هستند[ که حالا یکی از مراکز فعالیت حزب دمکرات است، اخطار کردم که زارعین باید برگردند به منطقة خودشان.»[١]
س: «یکی از مسئولین حزب دمکرات، در مصاحبة مذکور اسامی چند تن را از جمله رشیدبیگ جهانگیری و حاج سامی نام برد که اینان به گفتة مسئولین حزب، از طریق ظهیرنژاد مسلح شده اند.»
ج: «تنها اینها نیستند و خودشان خیلی زیاد اسلحه دارند. این جا مرز باز است. اغلب آنهایی که رؤسای عشایر و ایلات هستند، کلی اسلحه دارند. اینها لازم نیست آقای ظهیرنژاد یا کسی دیگر به آنها اسلحه بدهد. اینها همه مسلح هستند. در منطقه و قبلاً هم به مناطق دیگر ایران از همین جا اسلحه حمل می شد. مگر ما کلاشینکف داریم و این جا هرچه ما می بینیم کلاشینکف است. بنابراین، مسئله دو قسمت می شود: قسمت اول که راجع به حرکت ارتش به هیچ وجه در دفاع از این خوانین - خدای ناکرده - نیست و نمی تواند باشد و من روی این مسئله حساسیت دارم. خود ارتش هم به هیچ وجه به آن تن در نخواهد داد. اگر می گویند این خوانین و دهقانان درگیر بوده اند، اینها در اطراف شمال و غرب ارومیه هستند، ولی درگیری، بیش تر در جنوب در درة قاسملو بوده است و در درة قاسملو این مسائل را ما نداریم و درة قاسملو دره ای است که حزب دمکرات آن جا مواضع خیلی محکمی گرفته بود و ارتش به سختی می توانست عبور نماید و یک وظیفة خیلی مشکلی بود برای عبور ارتش؛ ولی با پشتیبانی هوایی و تجربه ای که از آن تیراندازی قبلی در سلماس شده بود، توانستند از درة قاسملو عبور نمایند و
[١] - مأخذ ٦٣، ص٤.