روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٨٢ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢٨ فروردین ١٣٥٩ ١ جمادی الثانی ١٤٠٠ ١٧ آوریل ١٩٨٠
عملیات کافی نباشد، من به ایالات متحده پیشنهاد می کنم برای آزادی گروگان های خود دست به اقدامات نظامی بزند. وی که با یک روزنامة آلمانی مصاحبه می کرد، افزود: ارتش ایران ارتشی است که نمی تواند بیش از یک روز مقاومت کند. مسئله ای که باقی می ماند این است که عکس العمل شوروی چیست. وی می افزاید: من تصور نمی کنم که آنها به نوبة خود دخالت کنند؛ زیرا چنانچه آنها این کار را بکنند، این آغاز جنگ جهانی سوم خواهد بود.»[١]
٦٥٢
به نوشتة روزنامة جمهوری اسلامی، در شمارة امروز نشریة "پیام جبهة ملی"، ارگان جبهة ملی ایران، نامه ای خطاب به رئیس جمهور بنی صدر، درج شده که در آن آمده است: «این هیئت دولت را که مردم کارشان را دیده اند و آن شورای انقلاب را که تقریباً مؤسسین حزب جمهوری اسلامی می باشند کنار بگذارید و دولتی که از نمایندگان سازمان های مختلف ملی و مردمی باشد، به نام "دولت وحدت ملی"، یا اگر از کلمة ملی واهمه دارید "دولت وحدت مردمی"، تشکیل دهید تا تمام مردم هم وحدت با خود و شما را حفظ نمایند.»[٢]
٦٥٣
حزب توده در شمارة امروز ارگان خود مقاله ای ارائه کرد و با درج عنوان آن به صورت تیتر درشت در صفحة اول، مفاد آن را مورد تأکید خاص قرار داد. عنوان مقاله این بود: "دوست یابی، ضمن حفظ و تحکیم استقلال، وظیفة مبرم سیاست خارجی ما در نبرد با امپریالیسم امریکا است". در این مقاله، حزب توده کوشیده است اتهام روسی بودن را از خود پاک کند و توضیح بدهد که طرفداری از شوروی به معنای نفی استقلال نیست. در این مقاله آمده است: «جنگ ما با امریکا، در آخرین تحلیل، جنگ استقلال است و لذا ضمن جنگ با امریکا، ما باید به هوش باشیم که زیر سلطة هیچ، مطلقاً هیچ قدرت خارجی دیگری، قرار نگیریم. ... حزب تودة ایران با صداقت و قاطعیت در این موضع ایستاده است.» اما حزب توده توضیح می دهد که «استقلال به معنای دیوار کشیدن به دور کشور نیست؛ به این معنا هم نیست که دوست و دشمن را در یک سطح قرار دهیم و با هر دو به یکسان رفتار کنیم.»[٣]
در ادامة مقاله، حزب متوجه مخالفان شوروی می شود و می نویسد: «برخی ها می پندارند و یا می خواهند وانمود سازند که اگر از دو "ابرقدرت"، یعنی از امریکا و از شوروی به یکسان دوری جویند و یا به یکسان علیه آنها جبهه گیرند، آن گاه برقراری رابطه برابری حقوق با کشورهای امپریالیستی "جهان دوم" (اروپای غربی و ژاپن) ممکن خواهد بود. این پندار به کلی بی پایه و این دعوی تماماً سفسطه است. کشورهای امپریالیستی "جهان دوم" همکار امپریالیسم امریکا در غارت خلق ها هستند و سیاست آنها سیاست نواستعماری است. ... در مورد "دو ابرقدرت" باید گفت که شناخت مردم ما از این ابرقدرت امریکا روشن است. این ابرقدرتی است امپریالیستی، غارتگر، تجاوز گر، که محمدرضاها را بر سر حکومت ها می نشاند
[١] مأخذ ١، ص٥، بن - خبرگزاری فرانسه، ١٨ آوریل ١٩٨٠ (٢٩/١/١٣٥٩).
[٢] روزنامه جمهوری اسلامی، ٣/٢/١٣٥٩.
[٣] مأخذ ٢٣، ص ١.