روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧٢٧ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٠ فروردین ١٣٥٩٢٣ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٩ آوریل ١٩٨٠
خوشبختانه امام با افشای پیام کارتر و سپس با انگشت گذاشتن مجدد بر امپریالیزم امریکا به عنوان دشمن اصلی، توطئه فریب کارتر را خنثی کرد و بدین ترتیب علی رغم تلاش ضدانقلابی امپریالیزم برای بهره برداری از مجموعة شرایط "مساعد" ایران - که اوج گیری تفرقه ها و جنگ و جدال های داخلی و به ویژه ضدیت محافل ارتجاعی حاکم با انقلابیون، از بارزترین دلایل این شرایط مساعد بود - حداقل در این مرحله نتوانست بهره برداری لازم را بنماید؛ زیرا که به خصوص با جواب "رد" امام روبه رو شد؛ از این رو بار دیگر چهرة واقعی اش را نشان داد تا به زعم خود، خلق ما را وادار به سازش و تسلیم نماید؛ اما بی تردید خلق ایران به ویژه انقلابیون اصیل و نیروهای ضد امپریالیستش، از تصمیمات تلافی جویانة امریکا به شکل مناسبی استقبال خواهند کرد. این به اصطلاح پیش دستی امریکا، برای ما و انقلاب ما واقعاً هم جای تبریک و هم جای تأسف دارد: تبریک به این خاطر که بالاخره منجر به قطع روابط ما با امریکا گردید؛ چرا که اساساً هیچ رابطه ای بین خلق های تحت ستم و امپریالیست ها وجود ندارد و به قول امام رابطة ما با امریکا رابطة یک ظالم و مظلوم است؛ یک غارت شده با یک غارتگر است. تأسف از این نظر که مسئولین امر علی رغم این که واژة "انقلاب" و "انقلابی بودن" را به دنبال خود یدک می کشند و در ضدامپریالیست بودن و انقلابی بودن، در حرف بالای دست همه می زنند، علی رغم سفارشات مکرر امام و بیان ایشان دربارة ماهیت رابطة ما و امریکا، هیچ اقدام جدی در جهت قطع قراردادها با امپریالیست ها نگردیده که هیچ، گاه و بی گاه نیز بعضی از قراردادها بسته شده و یا زمزمة بسته شدن بعضی قراردادهای جدیدی به میان می آمد و این گناهی است بس بزرگ برای مسئولینی که در امر لغو کلیة قراردادها اقدامی نکردند؛ اقدامی که بدون تردید کاملاً در جهت منافع خلق می باشد؛ زیرا در شرایطی که مسئولین حکومتی و محافل سازشکار و ارتجاعی، از تداوم انقلاب رهایی بخش ضدامپریالیستی وحشت داشته و به انحاء و طرق، از قطع پیوندها، قراردادها و روابط استعماری خودداری نموده اند و به میثاق شهدا که "بعد از شاه نوبت امریکا است" پشت کردند، بگذار خود امریکا به هر دلیل و با هر دیدگاهی که دارد پیش دستی کند.
بدیهی است که این اقدام او نیز اساساً خط جدیدی نیست؛ چرا که صرف نظر از تجاوزکاری و قلدرمنشی، امپریالیسم در این یک سال خیلی چیزها را با شمّ ضدانقلابی اش درک کرده است. مهم ترین آنها این که ما چنان سیستم و نظامی را پی ریزی نکرده ایم که خود، پیشتازانه به قطع وابستگی های امپریالیستی اقدام نماییم، و یا حکومت ما از چنان سیاست انقلابی برخوردار نیست که بتواند انقلابیون اصیل را حداقل تحمل کند و ... [سه نقطه از متن مقاله است.] بدین قرار است که امریکا به جای وحشت از هرگونه قطع رابطه، با خیال راحت و با سرفرازی، خود پیش قدم می شود. آیا این موضع گیری، ماهیتاً با پیام آشتی جویانة اخیر کارتر تناقضی دارد؟ اگر به فرضیه های اجتماعی - اقتصادی و بافت حکومتی و سیاست های رایج در ایران توجه شود، می بینیم که این دو اقدام ظاهراً متضاد، در باطن چندان هم بی ارتباط نیستند. اگر در این مدت در کنار آن همه شعار و به جای ضدیت مداوم با انقلابیون، لیست عناصر و شبکه های سیا و ساواک افشا می شد، قراردادهای امپریالیستی به خصوص در زمینه های اقتصادی و نظامی افشا و الغا می گردید، اگر از نفوذ سازشکاران مرتجعین که پایگاه و جاده صاف کن امپریالیسم هستند، جلوگیری به عمل می آمد، بافت ارتش شاهنشاهی اساساً تغییر می یافت و همة مزدوران و مهره های وابسته تصفیه می شدند و به جای جنگ افروزی در مناطق، حق خودمختاری آنها در چارچوب یکپارچگی ایران به رسمیت شناخته می شد، حداقل امریکا جرأت نمی کرد صحبت از دشمن مشترک نظام های ایران و امریکا بکند و ... . [سه نقطه از متن مقاله است.] اما به هرحال از آن جا که هرگونه قاطعیت و موضع گیری علیه امپریالیسم، گامی است در جهت شکوفایی انقلاب رهایی بخش ما، و از آن جا که ایجاد هرگونه تیرگی و خصومت در روابط موجود بین ایران و امریکا، کمکی است به تداوم و اوج گیری مبارزة ضد امپریالیستی، بنابراین بایستی با کمال خرسندی و سرور انقلابی، با این گونه فشارها و تهدیدات برخورد قاطعانه تر و اساسی تر بکنیم و این بار ابتکار عمل را در قطع تمامی وابستگی ها، ما به