روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٥٠ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٧ فروردین ١٣٥٩ ٣٠ جمادی الاولی ١٤٠٠ ١٦ آوریل ١٩٨٠
"بنی صدر، موافق قطع ارتباط با امریکا یا مخالف آن؟ کدام یک!" این گزارش، مجموعة نقل قول هایی از بنی صدر است که در روزهای مختلف (از اشغال لانه تاکنون) در روزنامه های اطلاعات و کیهان درج شده است. سازمان از این اقوال نتایجی گرفته که در جای جای گزارش درج شده است. در این گزارش آمده است:
«اشغال مرکز جاسوسی امریکا توسط "دانشجویان مسلمان پیرو خط امام" انعکاسی از مبارزات ضدامپریالیستی - دمکراتیک توده ها است. این حرکت که انعکاس خشم و کینة بی پایان توده ها علیه امپریالیسم است، قدم مؤثری بود برای آشکار شدن صف بندی نیروها؛ ... عاملی بود برای این که توده ها دوستان واقعی خود، دوستان ناپیگیر و موقتی خود، و دشمنان خود را بشناسند. اشغال مرکز جاسوسی در تعادل سیاست بین المللی نیز مسائلی پیش آورد و سازشکاران را به تکاپوی بیش تری واداشت. آقای بنی صدر یکی از کسانی بود که از همان آغاز اشغال مرکز جاسوسی، با آن به مخالفت برخاست و در تمام مدت شش ماه که از این حرکت می گذرد، چه در پست وزارت امور خارجه و چه در پست ریاست جمهوری، همواره تلاش کرد که "بحران" رابطه بین ایران و امریکا را به نحوی پایان دهد.
بنی صدر در همان روزهای اول گفت: "اشغال سفارت دست کم مبیّن عجز دولت انقلاب از حفظ امنیت، حتی در مرکز کشور است و بر این امر، نتایج نامطلوب بار است." (نقل از روزنامة اطلاعات سه شنبه ١٥ آبان ٥٨) ما هم معتقدیم که دولت "انقلابی" بازرگان عاجز بود. ما عجز دولت بازرگان را در این می بینیم که بنا به ماهیت طبقاتی اش نه تنها نمی توانست مسائل توده ها را پاسخ گوید، بلکه درست در مقابل منافع توده ها قرار داشت. بنی صدر عجز دولت بازرگان را در عدم توانایی اش برای "حفظ امنیت" مرکز جاسوسی امریکا می بیند. "حفظ امنیت" از شعارهایی است که بنی صدر در قبل از ریاست جمهوری مطرح می کرد و امروز می خواهد با بازسازی ارتش، خلع سلاح توده ها، و انهدام شوراها، این شعار را عملی سازد. ... آقای بنی صدر با پیش کشیدن مسئله "حفظ امنیت"، مخالفت خود را با اشغال مرکز جاسوسی اعلام می کند.
بنی صدر درست در زمانی که شور مبارزات ضدامپریالیستی در میهن ما اوج گرفته و دامنة این مبارزات، گسترده تر می شود، می خواهد با "مذاکره" مسئله را فیصله دهد. بنی صدر می خواهد همه چیز را درست در زمانی که مبارزات مردم رو به گسترش است، با مذاکره حل کند تا هر طوری شده از ادامه و گسترش مبارزات ضدامپریالیستی مردم جلوگیری کند. او برای عملی کردن مقصود خود با سفرا و کاردارهای خارجی به مذاکره می نشیند و می گوید از کشورهای خود بخواهید که امریکا بپذیرد که اعلام کند دیگر در امور داخلی ما دخالت نخواهد کرد، ...[١] ما قصد قطع رابطه با امریکا نداریم، (نقل از روزنامة اطلاعات دوشنبه ٢١ آبان ٥٨) و در جای دیگر در مصاحبه با لوموند می گوید: "دولت امریکا باید قبلاً با انتشار اعلامیه ای به جنایاتی که به دست رژیم سابق مرتکب شده، اعتراف کند و حق ما را در تعقیب شاه و دستیارانش به رسمیت بشناسد و از این پس نیز استقلال و حاکمیت ایران را محترم شمارد. در این صورت، مسئله گروگان ها به راحتی حل خواهد شد." (نقل از اطلاعات پنجشنبه ١١ بهمن ٥٨) اگر قرار بود امپریالیسم جهانی به همین راحتی استقلال ما را به رسمیت بشناسد، دیگر چرا فقط برای ساقط کردن شاه، هفتاد هزار کشته و صدها هزار زخمی دادیم؟ چرا ویتنام ٣٠ سال جنگید؟ چرا ارتش های امپریالیستی تا بن دندان به تجهیزات مدرن نظامی مسلح می شوند؟
بنی صدر نه تنها از چنین دولتی می خواهد که "استقلال" ما را به رسمیت بشناسد، بلکه از آن انتظار کمک هم دارد. وی در مصاحبه اش با لوموند می گوید: "اگر امریکا می خواهد ما را در برابر شوروی کمک کند، بهترین راه آن است که از دخالت و تحریک و توطئه در انقلابمان خودداری کند." (نقل از اطلاعات پنجشنبه ١١ بهمن ٥٨) به این ترتیب آقای بنی صدر امریکا را طوری جلوه می دهد که می تواند
[١] این سه نقطه از متن مقاله است.