روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩٧٩ - روزشمار جنگ سه شنبه ٢٦ فروردین ١٣٥٩٢٩ جمادی الاولی ١٤٠٠ ١٥ آوریل ١٩٨٠
ایرانی هایی بوده اند که به طور غیرقانونی در عراق زندگی می کردند و از قانون اخیر این کشور که به خارجیانی که پنج سال در عراق زندگی کرده اند، اجازه می داد تقاضای تابعیت کنند، استفاده نکرده اند. یک سخنگوی سفارت عراق گفت: اگر ما می خواستیم شیعیان را اخراج کنیم، باید نیمی از مردم عراق و ٥٠ درصد مقامات دولتی را نیز اخراج کنیم.»[١]
٥٩٥
امروز ١٥ نظامی و غیرنظامی جوان عراقی از مرز گذشتند و از ایران تقاضای پناهندگی سیاسی کردند. خبرنگار اعزامی کیهان به سرپل ذهاب، گزارشی از گفت وگو با آنان تهیه کرده است که در آن آمده است:
"رعد میرحسن یعقوب"، ٢١ ساله و ساکن بغداد، با اشاره به این که بر ضد رژیم عراق اعلامیه پخش می کرده و چند تن از دوستانش دستگیر و اعدام شده اند، گفت: من چاره ای جز فرار نداشتم؛ زیرا در صورت دستگیری اعدام می شدم. من با حزب وحدت اسلامی به رهبری آیت الله محمدباقر صدر همکاری داشتم و به اتفاق دوستانم اعلامیة آنها را پخش می کردیم و در تظاهرات بر ضد رژیم بعث نیز شرکت می کردیم. در روز جشن عراق نیز به دنبال تظاهرات مخالفان رژیم بعث، تعدادی کشته شدند و ٧٢ نفر از طرفداران حضرت آیت الله صدر نیز دستگیر و تیرباران گشتند. سه نفر از دوستان من جزء اعدامی ها بودند و من دیگر نمی توانستم در عراق بمانم.
وی گفت: اینک در عراق وضع طوری است که اگر کسی فاقد شناسنامه باشد، اعم از عرب، کرد، ایرانی، مسیحی یا شیعه، بدون شک به ایران رانده خواهد شد. بعثی ها شیعیان را آزار می دهند و دانش آموزان شیعه را از مدارس اخراج می کنند و همة امتیازات را برای خود در نظر می گیرند و غیربعثی ها تحقیر می شوند. "صدقی صالح مهدی"، دیپلمه و سرباز وظیفة ارتش عراق، اهل و ساکن بغداد و شیعه، برگ مرخصی سه روزه داشت که روی آن تاریخ ١١ آوریل ١٩٨٠ (٢٢/١/١٣٥٩) نوشته شده بود. وی علت و چگونگی فرارش را چنین شرح داد: آیت الله محمدباقر صدر در سخنرانی های خود اعلام کرده بود که ملت عراق باید از انقلاب اسلامی ایران حمایت کنند تا دست بعثی ها مثل رژیم شاه خائن از حکومت کوتاه شود. من همراه برادران شیعة خود، در اجتماعات تکبیر می گفتیم؛ اما چون سرباز بودم زودتر شناخته شدم. اصولاً در عراق کسی که شیعه باشد و پیرو محمدباقر صدر باشد و با حزب دعوت اسلامی همکاری کند، به مجرد دستگیری اعدام می شود؛ به همین دلیل سه روز مرخصی گرفتم و از طریق بغداد - دیاله - بعقوبه - بادروز - مندلی - مرز سومار، خود را به ایران رساندم و تسلیم کردم.
صدقی صالح دربارة پیوستن خود به حزب دعوت اسلامی گفت: چون این حزب امام علی بود، من هم به آن پیوستم. وی به نقل از آیت الله صدر گفت کسی که از حزب بعث پیروی
[١] مأخذ ١، ص ٧ و ٨، لندن - رویتر، ١٥ آوریل ١٩٨٠ (٢٦/١/١٣٥٩).