روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٧٧ - روزشمار جنگ شنبه ٩ فروردین ١٣٥٩١٢ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٩ مارس ١٩٨٠
کبیر انقلاب ایران، همچون شریف واقفی ها، صمدیّه لباف ها، طالقانی ها، غفاری ها و شریعتی ها و حنیف نژادها، به نفع خود مایه می گذارد.»
در ادامه، نویسندة سرمقاله هدف اصلی حزب توده را از همراهی ظاهری با انقلاب و امام، به نحو ذیل شرح می دهد:
«توطئه با مهارت شگفت انگیزی طراحی شده است. حزب توده که می داند به خاطر خاطرة تلخی که ملت از دوران مصدق دارد، مورد تنفر شدید است، پس از پیروزی انقلاب، در سطح شعارها، دم از خط امام می زند و بگذریم از هم داستانی های عملی اش با فداییان و مجاهدین خلق در رابطه با مسائل کردستان. این اگرچه تزویر شگفت آفرین چندش انگیزی است که دشمنان ایدئولوژیک و بنیادین امت، دم از امام بزنند، ولی هرچیز که هست یک واقعیت جدید سیاسی است.
توده ای ها از این تزویر یا تاکتیک سیاسی، دقیقاً دو هدف را تعقیب می کنند: اول: تطهیر سوابق آن چنانی خویش در خیانت به قیام ملت در دوران مصدق و کمک به روی کار آمدن دوبارة رژیم شاه خائن. دوم: حزب توده با این شیوه و طرز عمل، در حقیقت راه گروه های دیگری را که در ارتباط با شوروی بوده و در ایران فعالیت می کنند، باز می کند؛ زیرا این خط مشی جدید حزب توده باعث می شود سابقة تلخی که در اذهان عمومی، از این حزب (با آن استراتژی مشخص) مانده است، وسیله ای برای شناخت دقیق ماهیت و عملکرد توده ای های جدید و خلقی هایی که خط مشی قدیم توده ای ها را در مقابل امام ایفا می کنند، نشود و بدین گونه خلق از یک تجربة بزرگ تاریخی خویش محروم بماند و بدین ترتیب گروه های دیگر به اصطلاح خلقی، بتوانند به دقت، کاری را که باید مستقیماً به وسیلة حزب توده انجام شود، انجام دهند تا حزب توده - که بیش تر از سایر گروه های خلقی مورد اعتماد کرملین است، چون نمک پرورده تر است - بتواند در فرصت مناسب به عنوان یک ناجی سیاسی - که هم دم از امام می زند، هم مترقی! و چپ گرا است، و هم مجهز به منطق علمی است! و هم شدیداً ضد ایده آلیست است، هم مورد وثوق و اعتماد کرملین است و هم موش و گربه بازی شرق و غرب را خوب می داند و می فهمد چه موقع باید به نفع غرب صحنه را خالی کرد تا گاز سرخس با نفت خوزستان معاوضه شود - وارد صحنه شده و ابتکار عمل را به دست گیرد.
از سوی دیگر، کادر رهبری دو سازمان خلقی دیگر - که یکی خود را وارث حماسه آفرینان از جان گذشته آن دشت ها و کوه ها و جنگل های خونین قلمداد می کند و دیگری خود را وارث خون به ناحق ریختة صمدیه لباف ها و شریف واقفی ها معرفی می نماید - عملاً با یک خط مشی، یک موضع گیری، یک عملکرد، یک تحلیل و تبیین و حتی در مقاطعی یک شعار (از نظر واژة آیینی) و از همه بالاتر، یک روابط، وارد صحنه می شوند و گروهی را به دنبال خود (نخواسته و ندانسته) وارد یک بازی سیاسی خطرناک می کنند که چیزی جز ذبح انقلابی انقلاب نیست.»[١]
[١] همان، ص ٢.