روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٧ - روزشمار جنگ شنبه ٢ فروردین ١٣٥٩ ٥ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٢ مارس ١٩٨٠
ضمیمه گزارش ١٤: گزارشی از سابقه و روند تصمیم گیری درباره حمله نظامی امریکا به ایران (یادداشت های برژینسکی)
از زمان آغاز ماجرای "لانة جاسوسی"، بررسی موضوع حملة نظامی برای نجات گروگان های سفارت امریکا در تهران، در دستور کار مقامات امریکایی قرار داشته است. این موضوع، با توجه به جوانب مختلف و عوامل متفاوت، گاهی جدی تر و گاهی فرعی تر می شده است. به طور کلی از زمان "اشغال لانه" تا زمان اشغال افغانستان به وسیلة ارتش شوروی، نظریة اجرای عملیات نظامی بر ضد ایران، روز به روز قوّت بیش تری می یافته و احتمال آن زیادتر می شده است؛ حتی اگر این حمله به کشته شدن گروگان ها منجر می شد. با اشغال افغانستان، امریکایی ها ملاحظات مربوط به این اقدام شوروی را ارزیابی می کنند و در مورد هرگونه تحرک نظامی در ایران، محتاط تر می شوند. در اوایل سال١٣٥٩، توقف شاه در پاناما پایان یافت و او به مصر بازگشت که این مسئله پس از شکست یک هیئت بررسی کننده ماجرا در تهران، صورت گرفت. هم زمان با این امر، طرح حملة نظامی برای نجات دوباره جدّی می شود که در جلسة امروز شورای امنیت ملی امریکا (یاد شده در متن) گزارش آن داده می شود و دربارة چگونگی پیگیری آن، تصمیم گیری می شود. سیر ماجرا، در یادداشت های برژینسکی مشاور امنیتی کارتر، حکایت شده است. در این یادداشت ها، دربارة گزارشی که در جلسة شورای امنیت ملی امریکا (مورّخ ٢٢ مارس، ٢/١/١٣٥٩) به رئیس جمهوری امریکا داده شد و نیز در مورد سابقه و روند تصمیم گیری آن، چنین آمده است:
«گزارش مأموریت نجات گروگان ها، محصول پروسة یک طرح ریزی طولانی بود. ماجرا از ششم نوامبر آغاز شد؛ یعنی یک روز پس از گروگان گیری. ... لزوماً سه راه انتخاب، پیش روی ما قرار داشت: ١- ادامة مذاکرات برای همیشه؛ حتی در صورتی که ایرانیان تمایل و توانایی سازگاری از خود نشان ندهند. در این مورد البته امید هم می رود که در نهایت، آنها به پذیرش شرایط تحقیر کننده تن در دهند. ٢- دست زدن به عملیات نظامی علیه ایران، به عنوان یک عمل تنبیهی. در این جا نیز ممکن است ایرانی ها با یک روش وحشیانه و یا احیاناً قتل گروگان ها، به این عملیات پاسخ داده و شاید از شوروی ها خواهان کمک نظامی گردند. ٣- انتخاب سناریوی مأموریت نجات گروگان ها؛ که هر چند مسلماً پرخطر است، اما بسیار هم امیدبخش و دلگرم کننده می باشد.
با توجه به پرالتهاب شدن اوضاع سیاسی و بهره برداری ماهرانة رقبای سیاسی ما [حزب جمهوری خواه] از مسئلة ایران برای گیج کردن رئیس جمهوری، فشار عمومی برای انتخاب راه حل دوم افزایش می یافت. در ضمن، به روشنی می دانستیم که این مسئله برای ما بدترین انتخاب می باشد. این راه حل، گروگان ها را آزاد نمی کرد و موقعیت استراتژیک را در این منطقة حیاتی به نفع اتحاد شوروی تمام می نمود. بدین ترتیب، در حالی که همه با اصرار زیاد خواستار انتخاب راه حل دوم بودند، ما می بایستی میان مذاکرات بی حد و حصر، و یک راه حل عملی تر دیگر یعنی مأموریت نجات، یکی را انتخاب کنیم. ... به مرور زمان، همگی ما مطمئن شدیم که طرح نجات گروگان ها از پیچ و تاب کم تری برخوردار است و احتمال موفقیت آن افزایش می یابد.»[١]
در گزارش برژینسکی، همچنین برخی جزئیات دیگر و نیز روند ماجرا، به نحو زیر توصیف شده است:
«در تاریخ اول دسامبر ١٩٧٩، یک یادداشت شدیداللّحن از جانب هارولد براون (وزیر دفاع) برای رئیس جمهور فرستادم. در آن یادداشت، وزیر دفاع نیز اظهار داشته بود که احساس می کند زمان بررسی جدی راه حل نظامی فرا رسیده است. در این یادداشت آمده بود: نظر من این است که ما می توانیم برای یک مدت ١٠ تا ١٥ روزه، از طریق دیپلماتیک وارد عمل شویم، و این در صورتی است که شیوة مزبور، امیدبخش بوده و هیچ گونه سوء ظن آشکاری در مورد صدمه دیدن گروگان ها در میان نباشد. اگر اقدامات شدید نظامی، توسط متحدان اصلی ما علیه ایران صورت بگیرد، یک هفتة دیگر از وقت ما را خواهد گرفت؛ اما من فکر نمی کنم که بتوانیم حتی دست زدن به ملایم ترین اقدام نظامی را از اکنون به مدت بیش از حدود یک ماه به تعویق اندازیم.»[٢]
«... شورای امنیت ملی بار دیگر در چهارم دسامبر تشکیل جلسه داد و من قبل از آن، نظرم را مبنی بر
[١] مأخذ ١.
[٢] مأخذ ١، ص١٦٠ و ١٦١.