روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٨ - روزشمار جنگ شنبه ٢ فروردین ١٣٥٩ ٥ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٢ مارس ١٩٨٠
این که زمان به نفع ما پیش نمی رود، با رئیس جمهور در میان گذاشتم. هراس خودم را از این که مسئله به نحو فزاینده ای تبدیل به رویارویی امریکا با اسلام می شود، بیان کردم. (زیرا تظاهرات مکرر و فزایندة ضد امریکایی در منطقه، به نوبة خود، احساسات ضد اسلامی را در امریکا برانگیخته بود.) همچنین اظهار داشتم که ما در خلیج فارس با وخامت کلی اوضاع روبه رو هستیم. در نتیجه، نه تنها باید به روی چگونگی نجات جان گروگان ها، بلکه باید روی مسائل استراتژیک مهم تر، تمرکز کنیم. من چندین طرح را برای افزایش حضور امنیتی خودمان در منطقه و وارد آوردن فشار بیش تر به روی ایران، توصیه کردم. از جمله این طرح ها یکی احتمال کمک و حمایت از تلاش هایی بود که به منظور سرنگونی آیت الله خمینی صورت می پذیرفت. در حقیقت، احساس می کردم که ما نباید تنها به روی مسئلة جان گروگان ها خود را متمرکز کنیم، بلکه باید چگونگی حفظ منافع حیاتی خودمان را نیز مد نظر قرار دهیم. با نهایت اندوه، از این مسئله آگاهی داشتم که شاید لحظه ای فرا برسد که ما ناچار باشیم بین دو مسئله یکی را انتخاب نماییم.[١]
«در گزارش هفتگی خود به رئیس جمهور، در ٢١ دسامبر، همین موضوعات را مورد تأکید قرار دادم و اشاره کردم که ما به مرحلة انتخاب راه های واقعاً دشوار نزدیک می شویم. ... اما در چهارمین هفتة ماه دسامبر (مقارن با تهاجم شوروی به افغانستان) شرایط استراتژیک اقدامات و تلاش های ما به نحو عمیقی تغییر یافت. مفهوم تهاجم شوروی به افغانستان این بود: از حالا به بعد، هرگونه اقدامی از سوی ما علیه ایران می بایستی سنجیده صورت بگیرد. میزان سنجش این اقدام، به منظوردادن نتایج احتمالی برای محدود کردن جاه طلبی های شوروی در منطقه، می بایست وسیع تر از قبل باشد. اگر بخواهیم روشن تر سخن بگوییم، باید متذکر شویم که تهاجم به افغانستان، بسیج مقاومت اسلامی علیه شوروی ها را پر اهمیت تر کرده [بود.] مفهوم این مسئله این بود که باید از هر گونه اقدامی که می تواند مخالفت اسلامی با توسعه طلبی شوروی را از هم بپاشد، اجتناب ورزید. بدین خاطر، اجتناب از بروز رویارویی نظامی ایران و امریکا، اهمیت بیش تری از گذشته پیدا کرد. به عبارت دیگر تا زمان تهاجم شوروی به افغانستان، تمایل به بررسی جدی اقدام نظامی، بیش تر و بیش تر می شد. تجاوز شوروی به افغانستان این تمایل را از بین برد و استراتژی ما، بیش تر این شد که با خودداری از اقدام نظامی، جان گروگان ها را نجات داده و منافع ملی خود را افزایش دهیم. در نتیجه، طی سه ماه بعدی، در حالی که درگیر مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم فعال تری بودیم، در تلاش هامان بر تشدید تدریجی مجازات ها تأکید می کردیم.»[٢]
در اوایل سال ١٣٥٩، ایدة عملیات نظامی، البته در حد طرح نجات گروگان ها، دوباره قوّت می گیرد. این موضوع هم زمان با پافشاری ایران در تحویل شاه از دولت پاناما، و مأیوس شدن امریکا از انتقال گروگان ها به دولت بنی صدر، و شکست یک هیئت تحقیق اعزامی به تهران است. در واقع امریکا وقتی می بیند ایران بر تحقق شرایطش اصرار می ورزد، مجدّداً به سمت راه حل نظامی گرایش می یابد. به نوشتة برژینسکی «تصمیم تلاش برای نجات گروگان ها از طریق زور، در ظرف سه هفته ای تبلور پیدا کرد، که تقریباً از ٢١ مارس [١/١/١٣٥٩] شروع شد و به تصمیم گیری نهایی در ١١ آوریل [٢٢/١/٥٩] ختم گردید.»[٣]
ضمیمه گزارش ١٧: تفسیر رادیو مسکو دربارة شکایت امریکا از ایران در دادگاه لاهه
متن گفتار امروز بخش فارسی رادیو مسکو دربارة شکایت امریکا از ایران در دادگاه لاهه - که روز گذشته جلسه های مربوط به آن پایان یافت - حاوی جهت گیری های شوروی است. این رادیو ضمن این جهت گیری ها، مایل است افکار عمومی در ایران به آن آگاه باشند و در واقع از حمایت شوروی از ایران اطلاع یابند؛ از این رو متن آن در این ضمیمه ذکر می شود:
«مفسر ما به مناسبت مطرح شدن شکایت افتراآمیز امریکا از ایران در دادگاه بین المللی لاهه می نویسد: نمایندة امریکا در دادگاه بین المللی لاهه، ظرف چند روز هوا را با نطق های آتشین ضد ایرانی به لرزه در می آورد. هدف این نطق ها این نیست که به حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف امریکا و ایران کمک کند؛ بلکه برعکس، هدف، دامن زدن هرچه بیش تر به هیستری ضد ایرانی در امریکا و انحراف
[١] مأخذ ١، ص١٦٠.
[٢] مأخذ ١، ص١٦٢.
[٣] مأخذ ١، ص١٦٦ تا ١٧١.