روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٦٦ - روزشمار جنگ دوشنبه ١١ فروردین ١٣٥٩١٤ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٣١ مارس ١٩٨٠
را به عنوان نمایندة مشروع مردم "مسلمان" افغانستان می پذیرد، و از آن جایی که موظف است به حق حاکمیت ملل احترام بگذارد، مجبور است هیچ گونه کمکی به نیروهای انقلابی مسلمان افغانستان نکند! وقتی وزارت خارجة ایران پذیرفت که دولت وقت افغانستان نمایندة ملت این کشور است، یعنی که گفته است مردم افغانستان آن را به نمایندگی از طرف خود قبول دارند و تنها آن را به نمایندگی از طرف خود قبول دارند. بدین معنی نیروهای انقلابی نمایندگان مردم ستمدیدة افغانستان نیستند و ایران با کمک به این نیروها، در واقع حق حاکمیت ملت افغانستان را بر سرنوشتشان نقض کرده است! پس با صدور چنین اطلاعیه ای دولت ایران مجبور است تمام کمک های احتمالی خود به نیروهای مسلمان را قطع کند و اجازة کمک به این نیروها را به هیچ عامل ایرانی، به مجوز این که عمل غیرقانونی است، ندهد. این التزام نه تنها ناقض وعدة رئیس جمهور در مورد تأمین سلاح برای مبارزین افغانی است، بل مستوجب توقیف حسابی که آیت الله العظمی منتظری برای کمک به این رزمندگان باز کرده اند هم بوده؛ حتی آن مسلمان ایرانی را که به برادر و خواهر مهاجر افغانی خود پناه داده نیز متخلف از عرف و قانون دانسته و ناقض حق حاکمیت ملی مردم افغانستان می گرداند.
٤. پس از مدتی که از وزارت امورخارجه عملی جز حبس انقلاب نمی دیدیم، مدتی است که به برکت رهنمودهای امام، سیاست خارجی مان تحرکی انقلابی یافته و صدور انقلاب در سرلوحة اهدافمان در برخورد با جهان بیرون قرار گرفته. با به رسمیت شناختن دولت کارمل، باید از صدور انقلابمان به افغانستان بگذریم؛ ولی آخر اگر ما از صدور انقلابمان به افغانستان عاجزیم، دیگر در کجای جهان می توانیم پیام سرخ اسلام راستین را بگسترانیم؟ آیا محیطی مناسب تر از افغانستان سراغ داریم؟ کدام سرزمین خون فرش دیگری است که اسلام در آن همچون کوهی استوار ریشه در دل و جان مردم داشته باشد و کدام مردم دیگری هستند که قامتی پر قوام تر از این مردم، در برابر کفر راست کرده باشند؟ ضروری دانستن مذاکرة مستقیم با دولت دست نشاندة کارمل برای حل مسئلة افغانستان و نتیجتاً به رسمیت شناختن آن، برای جهانیان این توهم را چرا پیش نیاورد که ما در مورد تمام ادعاهای خود چنین سُستیم و تنها در لفظ، انقلابی هستیم؟
٥. انقلاب اسلامی ایران سخنی بود که قرن ها ناگفته مانده و در گلوی ملل مستضعف، عقده ای پردرد شده بود. ملت دلیر ایران این عقده را نیشتری زد و زبان گویای رنجبران و مظلومان جهان شد. اعتبار انقلابی یی که جمهوری اسلامی در میان زجر کشیدگان جهان یافته است، چرا از "برکات" چنین عمل ارتجاعی یی نابود گردد؟ ملتی محروم ندای حق خواهی سر دهد و از دست دولتی دست نشانده و سفاک، سر به انقلاب بردارد، و دولتی که خود را نمایندة انقلابی ترین و اصیل ترین انقلاب جهان می داند، با آن دولت سر از