فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٦ - جواب از استدلال متكلمين
٢- لوازم وجود ذهنى مثل كلّيّت و جزئيّت، نوعيّت و جنسيّت.
٣- لوازم ماهيّت بماهى ماهيّت مثل زوجيّت براى ماهيّت اربعه لذا
اربعه زوج است چه در ذهن بوده و چه در خارج باشد.
جواب سوّم
جوابيست كه فاضل قوشجى در شرح تجريد آورده و مرحوم مصنّف با
اندك تصرّفى در آن اينجا نقل فرموده و حاصل آن اينست:
فرق است بين اينكه موجودى در ذهن باشد بطوريكه ذهن ظرف آن قرار
گيرد و بين آنكه قيامش بذهن باشد، لذا وقتى جوهرى از جواهر را تصوّر مىكنيم
در ذهن دو امر تحقّق مىيابد:
١- ماهيّت موجوده در ذهن و آن همان معلوم كلّى و جوهرى است كه
حاصل در ذهن است نه آنكه قوامش بآن باشد.
٢- موجود خارجى كه از آن بعلم و جزئى و عرضى كه قائم بذهن است
تعبير كرده و از كيفيّات نفسانى مىباشد.
بنابراين اشكالى در بين نيست زيرا اشكال وقتى است كه شيئ واحد
هم جوهر باشد و هم عرض يا هم جزئى بوده و هم كلّى يا هم علم و هم معلوم
باشد و در اينجا دو چيز است متّصف بدو صفت متقابل و در اين محذورى نيست.
قوله: فرارا من هذا: مشار اليه « هذا » لزوم كون الشّيئ الواحد مندرجا تحت
المقولتين مىباشد.
قوله: و يبطله العلم بالمعدوم: ضمير منصوبى در « يبطله » به انكار متكلّمين
راجع است.
قوله: من حصول فيه: ضمير در « فيه » به ذهن عود مىكند.
قوله: فى التّنكير: يعنى تنكير كلمه « حصول » .
قوله: ما اصطلح عليه: ضمير فاعلى در « اصطلح » به قوشجى راجع است.
قوله: فقال: ضمير فاعلى به قوشجى عود مىكند.