فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٤ - علت پيدايش آراء در وجود ذهنى
باشند و با حفظ اينمعنا چگونه جايز است اين حقائق طبق مذهب حضرات در
ذهن حلول كنند در حاليكه ذهن محلّى است مستغنى از آنها و در وجودش نيازى
به حقائق ياد شده ندارد و پرواضح است كه حال در محلّ مستغنى عرض
محسوب مىشود پس لازم آمد كه حقائق جوهريّه در عين جوهر بودن عرض نيز
باشند و اين جمع بين متقابلين و متضادّين است.
شرح فارسى:
توضيح
قاعدهاى است مشهور كه عقل آنرا تأييد نموده و آن اينستكه:
ذاتى نه مختلف مىشود و نه متخلّف از شيئ مثلا امكان ندارد فردى از
افراد انسان يافت شود كه حيوانيّت يا انسانيّت در او تخلّف نموده باشد و نيز
مستحيل است كه فردى از افراد جوهر ذاتش بعرض تبدّل پيدا كند فلذا گفتهاند:
ماهيّت و ذاتيّات آن در تمام انحاء وجودات چه در خارج و چه در ذهن و
موجودات ذهنى نيز چه در عالم عقول و نفوس كلّيّه مجرّده بوده (موجود ذهنى
عالى) و چه در عالم نفوس جزئى همچون نفوس بشرى (موجود ذهنى سافل)
باشند محفوظ بوده بدون تخلّف يا اختلافى و چنانچه گفته شد اين حكمى است
كه عقل شاهد بر آنست لكن مطلبى كه قابل توجّه و حائز اهميّت است آنكه با
اين حكم حكمى ديگر كه آنهم عقلى است معارض و منازع مىباشد و آن
اينست كه لازمه حكم مذكور اينستكه گاهى دو حقيقت متقابل و متضادّ با هم در
شيئ واحدى اجتماع كنند مثلا چيز واحدى هم عرض باشد و هم جوهر و اين
مستحيل و غير قابل وقوع است.
تفصيل و شرح
در جنس بودن جوهر و عرض نسبت بحقائق جوهريّه و عرضيّه سه قول
است كه مرحوم محقّق آملى در درر الفوائد بتفصيل نقل فرموده و ما از شرح آن
خوددارى كرده فقط قولى كه مورد بحث هست ذكر مىكنيم و آن اينست كه