فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٩ - اشكال مرحوم مصنف به لاهيجى(ره)
ندارد لكن در ذهن داراى دو جزء است:
١- لون و رنگ بودن كه جنس آنست.
٢- مفرّغ بصر بودن كه فصل آن مىباشد و هر دو از اجزاء عقلى و
تحليلى است لذا بياض را مركّب عقلى نامند و در فرق بين اجزاء خارجى و تحليلى
گفتهاند: اگر ماهيّت بشرط لا اخذ شود يعنى معناى آن طورى تصوّر شود كه تمام
مقارنات با آن زائد بر آن باشند بطورى كه اگر بخواهيم مجموع مقارنات با
ماهيّت را يكجا ملاحظه كنيم آن ماهيّت جزء مادى مجموع محسوب شود در
اينجا از اين جزء بمادّه كه جزء خارجى باشد تعبير مىكنند.
ولى اگر ماهيّت را لا بشرط ملاحظه نموديم بطورى كه هم با وحدت
سازش داشته باشد و هم با لا وحدت در اينجا ماهيّت ملحوظه باين نحو از دو حال
خارج نيست:
يا فى حدّ نفسه و با قطع نظر از اضافهاش با مورد ديگر تحصّل دارد مانند
هيولاى عالم عناصر يا تحصّلش با ملاحظه اضافه بامور است باين معنى كه نفس
ماهيّت در واقع تحقّقى ندارد، بلكه امرى است قابل حمل بر اشياء مختلفه بطورى
كه در تحصّل محتاج است بامرى كه به آن منضاف شود تا ببركت آن بصورت
يكى از آن اشياء شده و در خارج تحقّق و تحصّل پيدا كند در اينصورت آن امر
منضاف جزء عقلى مىشود و از آن به جنس و فصل تعبير مىكنند.
مقدّمه دوّم
اختلافست در اينكه اتّحاد مركّب با اجزاء از چه سنخ اتحادى است.
مرحوم محقّق داماد اتّحاد را عينى مىداند باينمعنى كه مركّب را عين
اجزاء مىداند يعنى مادّه را محلّ و صورت را حال پنداشته و اختيار ملاصدرا نيز
همين است.
مرحوم مصنّف تبعا للحكماء المشهور قبل السّيّد قائل است باينكه اتّحاد
انضمامى است باينمعنى كه مركّب از انضمام اجزاء با هم حاصل مىشود نه از
حلول بعضى در بعضى ديگر چنانچه شرح آن انشاء اللّه بعدا ذكر خواهد شد.